فاجعه ای در شرف وقوع است.۷۳ فعال سیاسی مخالف دولت فاشیستی ترکیه و از اعضا و کادرهای حزب کارگران کردستان ترکیه، پ ک ک، قرار است بعنوان قربانی و گروگان از طرف دولت سوئد به ترکیه تحویل داده شوند. دولت های سوئد و فنلاند که تا خرخره خود را در پیمان ناتو وارد کرده اند قرار است به هر گونه اعمال ضد انسانی و زیر پاگذاشتن هر نوع پرنسیب در برابر درخواست ترکیه گردن نهند.دولت های سوئد و فنلاند امروز از جانب اردوغان تهدید جدی شده اند که چنانچه اقدام عملی برای قرارداد فی‌مابین و تحویل فعالین سیاسی مورد نظر صورت نگیرد پارلمان ترکیه رای به وارد شدن این کشورها به ناتو نخواهد داد.

«ناتو»، تا کجا؟ تا کِی؟ حمله روسیه به اوکراین برای «سازمان پیمان اتلانتیک شمالی» (ناتو) حکم اکسیر جوانی را داشت زیرا چنان که امانوئل ماکرون رییس جمهوری فرانسه گفت باعث شد «یک روشنگری راهبردی انجام دهد (...) و به منشأ درگیری ها برسد». ۱۸ ماه پیشتر، همین آقای ماکرون در اظهار نظری که در صفحه « اول» نشریه اکونومیست چاپ شد به تندی گفته بود: «"ناتو" در مرحله مرگ مغزی است». عقب نشینی هرج و مرج گونه آمریکا از افغانستان، حتی بدون مشورت با متحدان خود و چرخش آن به سوی آسیا، بسیاری از رهبران اروپایی را به این فکر انداخت که «ناتو» از «دفاع جمعی» قاره اروپا چشم پوشیده است.

آقای محسن حکیمی تاکنون چند نوشته با عنوان: “آغاز دگردیسی کمونیسم مارکس” که “لنین و دگردیسی قطعی کمونیسم مارکس” گویا پایان سریال بود منتشر کرده است. در آخرین نوشته، اما، کلا نتیجه گرفته است: ” انشعاب پیامد ناگزیر ایدئولوژی مارکسیسم” است.

از این نکته فعلا صرفنظر میکنم که آقای حکیمی “ترجمه فارسی” آثار کسانی دیگر را که روی این تاپیک سالها قبل از ایشان، و بعضا در دوران جنگ سرد، کار کرده اند، چنین نشان میدهد که انگار خود او مستقلا تحقیق کرده و برای آن عرق ریخته است و چنان به همه “منابع” و اسناد مربوطه رجوع داده است که گویا همه را خوانده است.

«ناتو»، تا کجا؟ تا کِی؟ کشورهای اروپایی آسیب دیده از فجایع جنگ جهانی دوم، پس از پایان جنگ در جستجوی حفاظت امنیتی بودند. ایالات متحده کوشید این حفاظت و امنیت را به آنها عرضه کند. در گرماگرم جنگ سرد و زمانی که موج ضد کمونیستی براه افتاده بود، واشنگتن در «سازمان پیمان اتلانتیک شمالی» (ناتو) و فرماندهی کل نظامی آن دست بالا را یافت. به لطف نبردهای مشترک ارتش های انگلستان، آمریکا، اتحاد شوروی و جنبش های اروپایی، جنگ تازه تمام شده و نازیسم شکست خورده بود که دشمنی بین بلوک های سرمایه داری و کمونیست آغاز شد.

بی‌تردید هر انسان آگاه به‌ویژه نویسندگان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، محققان، ورزشکاران و به‌طور کلی بخش با سواد و تحصیل‌کرده جامعه به خواست‌ها و مطالبات و آزادی بیان و اندیشه و هم‌چنین آزادی‌های جمعی و فردی توجه نکند هرگز نمی‌تواند واژه «مردمی» و یا با «مردم» بودن را با خود به یدک بکشند. چرا که شهروندان عادی انتظار دارند آن‌ها در کنار مردم باشند و دردها و رنج‌ها و ستم‌هایی که از سوی حاکمیت بر آن‌ها روا داشته می‌شود معترض باشند!

مدتی پیش پخش پیام رضا پهلوی به "مردم" ، هرچند در تعداد معدودی از میدیای فارسی زبان، اما با هلهله طرفداران وی روبرو شد و ظاهرا جان تازه ای در کالبد نیمه جان جنبش "بازگشت به گذشته" دمید. اما نه در بوق و کرنا کردن این پیام توسط اپوزیسیون پرو غرب و میدیای رسمی و غیر رسمی آنان و نه موج همبستگی و پیوستن "سازمانهای" دست ساز و پروژه های قبلی آقای پهلوی با این پیام، هنوز چیزی در مورد سیاست راست پرو غرب در ایران نمیگوید. پیام آقای پهلوی هرچند با روكش پوپولیستی هنوز تمام واقعیت در مورد موقعیت امروز این جنبش و راه های برون رفت آن از معضل قدرتگیری چپ در جامعه نمیگوید.

مردم ایران، جمهوری اسلامی و برجام: دور دیگری از مذاكرات غیر مستقیم ایران و آمریكا بر سر برجام انجام گرفت. این بار به جای وین میزبان این مذاكرات دولت قطر و محل آن دوحه بود. تاكنون و حول این مذاكرات بحثها و ارزیابی های مختلف، و بعلاوه اخبار متناقضی پخش شده است، مذاكراتی كه با میانجیگری اتحادیه اروپا و میزبانی قطر دو روز ادامه داشت. "انریكه مورا" معاون هماهنگ كننده ارشد سیاست خارجی اتحادیه اروپا در این مذاكرات نقش رد و بدل كردن بحثهای دو هیئت مذاكره كننده ایران و آمریكا را عهده دار شد.

کمتر کسی هست که با یک بررسی اجمالی پی به عمق رذالت طرح های ضد انسانی دول بورژوایی از ایران و افغانستان و ترکیه تا آمریکا ، انگلیس، آلمان، فرانسه و ... نبرد. از جمله این طرح ها مصائب و معضلاتی است که بر زندگی میلیون ها نفر از ساکنین کره زمین تحمیل کرده اند. جنگ، ویرانی، کشتار دسته جمعی، آوارگی، خانه خرابی و سیه روزی، نزاع های خونین، جدال سیستماتیک سیاسی -اقتصادی بین قدرتها که سر سوزنی ربط به ساکنین کره زمین و بشریت متمدن و مدرن ندارد، همه "نعماتی" است که قدرتهای جهانی و متحدین شان برای بشریت به ارمغان آورده اند.

(بخش یکم) افغانستان کشوری نفرین شده است و مردم این کشور به ویژه زنان از کم‌ترین حقوق انسانی و اجتماعی برخوردار نبودند و نیستند. در دوران‌های بسیاری از تاریخ این کشور، جنگ و اختناق مردم این کشور را پریشان و آواره کوه و دشت و کشورهای همجوار کرده است.‌(لطفا به ضمیمه مراجعه کنید و مقاله‌ای تاریخی از کارل مارکس را درباره جنگ‌های ایران و افغانستان و انگلستان و ... بخوانید) مصیبت جدید افغانستان زلزله‌ای است که جان بیش از 1500 شهروند این کشور را گرفته است. با این وجود گفته می‌شود به دلیل بارندگی به بسیاری از روستاهای زلزه‌زده دسترسی وجود ندارد.

برای درک روشنتر از شرایطی که در آن بسر می بریم، دلایل دستگیری فعالان جامعه مدنی، در آستانه روز جهانی کارگر، لازم به تامل و بررسی ست. با بررسی دلایل این دستگیری های گسترده، بهتر می توانیم به راه‌ چاره ها جهت رهایی از وضع موجود بیندیشیم. از آغاز دوران «اصلاحات» در پایان دهه ۷۰ خورشیدی و سپس کاندیداتوری حسن روحانی برای مقام ریاست جمهوری در آغاز دهه نود شمسی؛ چه در ایران و چه در خارج از ایران؛ این چشم انداز تقویت شد که بورژوازی حاکم،

محسن حکیمی در جدیدترین سریال ِ ردیه نویسی اش برمارکسیسم که آن رابه خطا بالنینیسم وبلشویسم یکی و اینهمان می پندارد در مقاله ای باعنوان ِ « ایدئولوژی ِمارکسیسم وانشعاب همچون پیامد ِ ناگزیر ِ آن» طبق ِ معمول ِ سریال های کلیشه وار ِ قبلی بی آنکه مقدمتن تعریف یا نقل ِ قولی از آنچه می خواهد اثبات کند و آنکه به چالش کشیده می شود ارائه دهد ابتدا به ساکن و فی البداهه وارد ِ بحثی می شود که هیچ ربط و پیوندی با جهان بینی و جهان شناسی ِ مارکسیستی و بالاخص با ایدئولوژی به تعریف ِ مارکسیستی ندارد.

طوفان خشم و اعتراض کارگران و مردم! نبردی نفس گیربا شور انقلابی و شعف انگیز اما ادامه دار در ابعاد وسیع در کارخانه و میدانهای کلان شهرها، در زندان و در مدارس توسط کارگران، معلمین، کامیونداران، هزاران کارگر سنگبری ها و معدنچیان، پرستاران، بازنشستگان، خانواده های دادخواه، دانشجویان و دانش آموزان در جریان است. صدای پای رنج دیدگان علیه سونامی گرانی و حکومت اسلامی همه جا شنیده میشود.  سونامی گرانی بیداد میکند. ده ها اقلام از نیازمندیها هر روز گران میشوند. دولت رئیسی اجاره بها را تا سه برابر افزایش داده است.

 

پرسش: درگیری‌های غرب و حکومت اسلامی در مقاطع مختلفی، تشدید می‌شود. در یک برسی کلی، دلایل تاریخی و امروزی آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ علی جوادی: کشمکش آمریکا و غرب با حکومت اسلامی گوشه ای از کشمکش دو جنبش و دو نیروی ارتجاعی در جهان معاصر است. جنبشی که در ابتدا با کمک غرب، بمنظور ایجاد کمربند سبز در مقابله با بلوک شرق از یک سو و از سوی دیگر درمقابله با کارگر صنعتی و آزادیخواهی و چپ جامعه که میرفت وزن سنگینی در تحولات ۵۷ ایجاد کند،

نیروی هوایی اسرائیل روز جمعه ۱۰ ژوئن ۲۰۲۲ فرودگاه بین المللی دمشق را مورد حمله قرار داد تا از ارسال سلاح های ایرانی به حزب الله جلوگیری کند. باند آسیب دید و سالن تا حدی تخریب شد ، اما فرودگاه به تازگی بازگشایی شده است. تحت فشار اسرائیل، بشار اسد باید با تدبیر حمایت روسیه و ایران از خود را مدیریت کند و در عین حال طرح نزدیک‌شدن با کشورهای خلیج فارس را پیش برد. این اولین بار نیست که فرودگاه دمشق هدف قرار می گیرد.

دستگیری، زندان، تهدید و ارعاب علیه فعالین و سخنگویان اعتراضات كارگری، زنان، جوانان، معلمین، بازنشستگان و همه اقشار محروم و معترض به قدمت جمهوری اسلامی است. قدرتگیری جمهوری اسلامی با یك هالوكاست اسلامی و یك نسل كشی كامل از كمونیستها، فعالین و رهبران طبقه كارگر، زنان معترض و مخالفین این حاكمیت رقم خورد. تولد آنها همراه با جویبارهای خون و كشتار و جنایت و توحش افسار گسیخته از سیاه چالها تا میدانهای مختلف مبارزه و مقابله مردم آزادیخواه با جریان اسلامی در هم عجین است.