سال ١٣٤١ شمسی بەدانشگاە تهران راەیافتم، سالهای ١٣٣٨-٣٩-٤٠ (1959-60-61)اوضاع عمومی جهان و آوازە جنبش های آزادیخواهانە واندکی فضای کمتر اختناق آور (بەدلیل بحران اقتصادی آن زمان) درایران، سرنگونی حکومت سلطنتی در بغداد با کودتای عبدالکریم قاسم، فضای تبلیغاتی ای را بوجود آوردە بود کە بسیاری از جوانان آن دوران با مسائل حقوق بشری و آزادیخواهی بیشتر آشنا شدە و شوق شرکت در مبارزات مدنی و ضد دیکتاتوری شاە گستردە تر می‌شد.

گرایش پیشرو و سوسیالیستی در جنبش دانشجویی برغم ضربات سنگینی که در دو دهه پیش، از سرکوب شدید حکومتی خوردند، و هزینه هایی که دادند. جنبش دانشجویی برغم یکدوره رکود، بلاخره آذر سال 96 توانست در برابر توحش و سرکوب دولتی، خود را بازسازیی، و دوباره قامت راست کند. و نگذاشت رژیم با حربه پادگان کردن دانشگاه، دستاوردهای مبارزاتی این جنبش را بزند و گرایش پیشرو و سوسیالیستی در دانشگاهها را به حاشیه براند.

 بقای ستم‌کشی زنان، این میراث نفرات‌انگیز که از اعصار کهن تا امروز به جا مانده و بر ابعادش افزوده شده است، در همین مناسبات نظام سرمایه‌داری ریشه دارد. شرایط لازم برای ادامه داشتن شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری حکم می‌کند، که زندگی نیمی از شهروندان جامعه، بنا بر «زن» بودن، فرودست و در وهله‌ی بعدی بگذرد. سرمایه‌داری از دالان سرکوب زنان جامعه، به سطح زندگی توده‌های کارکن و به آزادی جامعه دست درازی می‌کند، تا نیروی کار «مطیع» داشته باشد.

زنان و مردان نوجوان و بزرگسال از همه طبقات، بویژه توده های زحمتکش و محروم در خیابانها و اماکن عمومی، جامعه ایران را به یک زلزله عظیم انسانی برای آزادی و عدالت تبدیل نموده اند. در این مقطع انقلابی مهم است که به وجود فراطبقاتی بودن خیزش سراسری واقف بوده، حمایت و همبستگی با جنبش گسترده مردم را حول محور هدف اساسی یعنی عبور از نظام کنونی و شعارهای دمکراتیک متناسب با آن انجام داد. بدیهی است که خواست اصلی مردم در این مقطع، نفی جمهوری اسلامی و استبداد حکومتی در راستای استقرار آزادی، دمکراسی، عدالت اقتصادی/اجتماعی و جمهوری مردمی میباشد.

در خبرها آمد که دادستان کل کشور از حذف گشت ارشاد گفته است. جنبش سراسری مردم که با قتل مهسا ( ژینا ) امینی توسط مزدوران گشت ارشاد جرقه خورد, پس از دو ماه و نیم درماندگی و زبونی حاکمان را از زبان این جانی می شنود.بعبارت دیگر مبارزات زنان ایران بهر روی توانسته است یکی از پایه های پوسیده و ارتجاعی جمهوری اسلامی را در مسیر طولانی خود برای رسیدن به آزادی و برابری را متلاشی و مهمترین نماد زن ستیزی علنی رژیم را زمین گیر کند.

خروش و اعتراضات توده ای در ایران ادامه دارد و هر روز وسیعتر میشود. همه جنبشهای اجتماعی آزادیخواه و انقلابی در آن شرکت نموده و نقش برجسته و اساسی ایفا میکنند. علیرغم اینکه زنان و جوانان در صف اول این جنبش اجتماعی علیه اقتدار ننگین جمهوری اسلامی و آخوندهای مدافع سرمایه قرار داشته و دارند، اما طبقه کارگر نیروی تعیین تکلیف قطعی و سرنگونی کامل این رژیم میباشد. پایه اصلی فوران اجتماعی ایندوره، وجود نابرابری اقتصادی و فاصله عمیق طبقاتی است.

جنبش انقلابی جاری یکبار دیگر تمامی توده‌های تحت استثمار و ستم در ایران را در یک رویارویی آشکار و سرنوشت ساز با کمپ دشمنانشان قرار داده است. در این اوضاع، عزم راسخ توده های انقلابی ایران برای واژگون کردن بنیاد اقتصادی- اجتماعی موجود، امپریالیستها و سرمایه داران داخلی را بر آن داشته است که جهت تداوم نظم استثمارگرانه حاکم و سد سازی در مقابل دریای خروشان توده ها و نهایتا سرکوب قطعی انقلاب، دست به تلاش های گسترده ای بزنند.

جنبش انقلابی سراسری مردم ایران، برای برگزاری تجمع‌های فراگیر و سراسری شانزدهم آذر آماده می‌شود. برای تجمع‌ها از چهاردهم تا شانزدهم آذر فراخوان‌های مختلفی در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند. در آستانه سه ماهه‌شدن جنبش انقلابی مردم، فراخوان‌های مختلفی برای برگزاری اعتراضات سراسری در روزهای 14، 15 و 16 آذر در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. روزهای چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم آذر، روزهای تجمع‌‌های سه‌روزه‌ای اعلام شده‌‌اند که مردم شهرهای مختلف ایران در آن ایام به خیابان‌ها خواهند آمد و با توجه به تقارن با روز دانشجو، روزهای متفاوتی را نه تنها برای دانشگاه‌های ایران، بلکه برای جامعه ایران رقم خواهند زد.

 ژیلوان هه له دنی: کمی از خودتان بگویید، لطفا.
مظفر محمدی: من در یکی از روستاهای کردستان ایران "منطقه ی دیواندره" متولد شدم. تا کلاس ششم ابتدایی را در دهات مختلف درس خواندم و برای ادامه تحصیل دبیرستانی به سنندج رفتم. تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه های کرمانشاه و تبریز زبان انگلیسی و روانشناسی گذراندم. دوره سربازی را سپاه دانش بودم و بعد به مدت دو سال قبل از قیام 57 در هنرستان صنعتی سنندج دبیر زبان انگلیسی بودم.

دو جریان بزرگ سیاسی شیعه عراق، درگیر در نزاع های داخلی، کشور را به سوی بی ثباتی می برند. با آن که در حال حاضر مرجعیت عالی مذهبی توانسته تا حدی طرفین دعوا را آرام کند، کسی نمی داند این امر تا چه زمان دوام خواهد یافت و در طول این مدت، ضرورت های اقتصادی و اجتماعی روز بروز حادتر می شود. گزارشی از بغداد، شهرک صدر و نجف. پس از یک سال فلج بودن دستگاه حکومت، انتخاب یک رییس جمهوری توسط مجلس عراق در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۲، و بخصوص تعیین نخست وزیر جدید، به طور نظری در کشور آرامش برقرار کرد.

اعتراضات وسیع توده ای در ایران وارد سومین ماه خود شده است. این اعتراضات سرنگونی جمهوری اسلامی را هدف مستقیم خود قرار داده است. آزادی زن، آزادی و رفاه و عدالت و برابری بر پرچم این اعتراضات رنگ خود را بر سیمای جامعه زده است و نوید تحولی آزادیبخش در ایران و منطقه با تاثیرات عمیق جهانی داده است. عمق این تحولات و ماهیت انقلابی و آزادیخواهانه آن صف ارتجاع جهانی را به فكر انداخته است و طبقه كارگر و صف بشر متمدن را به حمایت و احترام به خود واداشته است.

موج نفرت و بیزاری از حاکمیت اسلامی 44 ساله، هم اکنون متاسفانه گریبانگیر تیم فوتبال ایران در بازیهای المپیک شده است. شکست و حذف این تیم رقص و شادی و پایکوبی مردم در اکثر شهرها را بدنبال خود آورد. به چند نکته در اینمورد میپردازم. نفرت از حاکمیت بانی سیاهی و تباهی 
موج خیزش انقلابی ای که در تقریبا تمامی نقاط ایران از حدود سه ماه پیش براه افتاده، توجه تمامی جهان، از دوست و دشمن، را بسوی خود جلب کرده است.

جنبش فلسطینی حماس پس از یک دهه روابط سرد با سوریه به دلیل حمایت از گروه‌های اسلام‌گرای در حال مبارزه با آن، پس از نشستی که در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۲ در دمشق برگزار شد، با رژیم سوریه آشتی کرد.این گردش که پس از سالها زیر چشم بیدار ایران و حزب الله اتفاق افتاد را نمی توان مستقل از تغییراتی که بر ژئوپلیتیک خاورمیانه تأثیر میگذارد، تحلیل کرد. رژیم سوریه و حماس سال‌هاست که روابط نزدیک خود را حفظ کرده‌اند. دمشق از آغاز دهه ۲۰۰۰ پناهگاه رهبران جنبش فلسطین بوده است، علاوه بر بُعد سیاسی، نظامی و امنیتی، ارتباط شخصی بسیار قوی بین رئیس جمهور سوریه و رئیس سابق دفتر سیاسی جنبش، خالد مشعل، وجود داشت که در آن زمان در پایتخت سوریه ساکن بود. به گفته محقق فلسطینی ساکر ابوفخر، « بستگان مشعل ادعا می کنند که وی در مهمانی های شبانه باربکیوی اسد دعوت می شد».

نام‌گذاری‌ها و تغییر و تحولات نام‌گذاری‌ها در خلاء اتفاق نمی‌افتند. نام‌گذاری‌های عمومی، مانند مناطق و معابر هم از این قاعده پیروی می‌کنند. این نام‌گذاری‌ها، گاهی با چاشنی سیاسی هستند، ولی گاهی هم در کلیت خود عطر و طعم غلیظی از سیاست دارند. در کشوری چون وطن ما ایران، که در میان چهار راه ژئو-پترو-هیدرو پولیتک جهان قرار گرفته، این موضوع بیشتر ملموس بوده است. برای مثال، خلیج همیشه پارس، بنا به ادعایی دروغین، برای این‌که مبدل به وسیله‌ای برای تنش، و عامل دیگری برای برقراری یک دورِ گردونِ بسته‌ای جهتِ تقابل و تخاصم بین کشورهای همسایه بگردد، نام دیگری می‌گیرد!

 این روزها گروه ها و نمایندگان و سخنگویان اپوزیسیون بورژوایی کفش و کلاه کرده و از رهبری جنبش انقلابی ایران حر ف میزنند. رهبرتراشی برای امروز جنبش و جانشین نظام اداره جامعه پس از جمهوری اسلامی. سرو ته حرفای جناح راست و طرفداران نظام سرمایه داری یکی است. میگویند انقلاب ایران برای دمکراسی است. می گویند مردم ایران دمکراسی میخواهند. با چنان آب و تابی از دمکراسی حرف میزنند که انگار بهشت موعود است. می گویند دمکراسی یعنی آزادی. یعنی ازادی رای بدهی. حزب و سندیکا درست کنی و حرف بزنی و انتقاد و اعتراض کنی.