آزادی، شاید بزرگ‌ترین دغدغه انسان است و از گذشته تا به امروز شاعران و تحلیل‌گران سیاسی و اجتماعی و فرهنگی زیادی در این باره شعر سروده‌ و یا کتاب و مطلب و مقاله نوشته‌اند. آزادی نه تنها مساله‌ای فردی، که موضوعی اجتماعی است و شعرا با سرودن شعر درباره آزادی، تحلیل‌گران با مقالات و کتاب‌های خود این خواسته و نیاز بشر را در جامعه زنده می‌کنند. یکی از این شاعران آزاده و تاثیرگذار ایران بود و به همین یادش و آثارش همیشه در جامعه ایران ماندگار است. یادش گرامی باد!

روز پنج شنبه ٢٤ فوریه ٢٠٢٢، آغاز تهاجم نظامی پوتین برای اشغال اوکراین و درهم کوبیدن و از هم پاشیدن مدنیت آن جامعه است. تحمیل این جنگ به مردم و جامعه اوکراین، تحت هر بهانه ای، جنگی است ارتجاعی، ضد انسانی و از نظر من محکوم است. موضع عمومی حزب در این مورد که در اطلاعیه آن آمده است که جنگ در اوکراین فراتر از اوکراین است و گوشه ای از تصفیه حسابهای قطبهای بورژوا امپریالیستی است، درست است و سرجای خود باقی است.

هشت مارس دیگری از راه رسید طبق معمول این روز را باید به همه انسان‌های آزادی‌خواه و مساوات‌طلب به ویژه زنان تبریک گفت. هرچند که در دوران جنگ و خشونت و سرکوب سیتماتیک زنان به ویژه در کشورهایی هم‌چون ایران، افغانستان، پاکستان، سوریه، یمن، عربستان، ترکیه، لبنان، عراق و ... اکنون نیز جنگ اوکراین و بحران کرونایی، روز جهانی زن تبریک گفته شود تعارفی بیش نیست. هشتم مارس بزرگ‌داشت زنان مبارزی‌ست که دهه‌های طولانی برای آزادی و برابری کوشیده‌اند؛ آن‌ها تنها برای رهایی زنان گام برنداشته‌اند؛ مبارزه‌ آنان به آزادی همه انسان‌ها ربط دارد. آزادی زن، آزادی همه شهروندان جامعه است.

دبورا ونزیاله: ایالات متحده همچنان قدرت پیشرو، جهان همراه با منافع جهانی است و نمی‌تواند بین اروپا و اقیانوس هند و اقیانوسیه یکی را انتخاب کند. در عوض، واشنگتن و متحدانش باید یک استراتژی دفاعی ایجاد کنند که بتواند همزمان روسیه و چین را بازدارند و در صورت لزوم شکست دهد.
مبارزه همزمان در دو جبهه

ارتباط نزول سیستم دولتی اروپا به بربریت جنگ - برای اولین بار از زمان بمباران بلگراد توسط ناتو در سال ۱۹۹۹ - به چیزی بیش از روانپزشکی غیرمجاز نیاز دارد. چه چیزی باعث شد روسیه و "غرب" در یک مسابقه کُشتی بی امان در لبه پرتگاه شرکت کنند که در نهایت هر دو طرف از صخره سقوط خواهند کردند؟ همانطور که در این هفته‌های هیولا‌آمیز زندگی می‌کنیم، بهتر از همیشه می‌فهمیم که منظور گرامشی باید از یک دوره میانسالی چه بوده باشد: وضعیتی که «کهنه در حال مرگ است و جدید نمی‌تواند متولد شود»، وضعیتی که در آن «تنوع زیادی از علائم بیمارگونه ظاهر می‌شود». مانند کشورهای قدرتمندی که آینده خود را در ابهامات میدان نبردی که در ابهام جنگ ابری شده است، می سپارند.

دربارۀ مشکلات جنبش‌های ترقی‌خواهی: اکنون دیگر سال‌هاست که نیروهای مترقی ایران، نه فقط در حرف، بلکه، در عمل برای تأمین منافع کشور تلاش می‌کنند، منتظر برآمد جنبش انقلابی هستند. این خیزش با عنایت به نشانه‌های ظهور آن در حوادث مختلف، همواره خیلی نزدیک بنظر می‌رسد. پس از هر تجمع اعتراضی حتی ضعیف، تحلیل‌ و بررسی‌هایی با روحیۀ نزدیک بودن حادثۀ مورد انتظار از مدت‌ها پیش- وقوع انقلاب، در سپهر اطلاعات باصطلاح انقلابی ظاهر می‌شود. در این شیوۀ تفکر، هر چیزی که در روال کهنه‌گی نگنجد، دلیلی برای خوش‌بینی محسوب می‌شود.

اگر جهانوطن بودن را در دو مفهوم ِ زیست طبیعی و زیست اجتماعی درنظر بگیریم، انسان از آغاز گاه ِ گذار از گونه ی میمون به گونه ی انسان ِ کارورز ِ اندیشه ورز و تاپیدایش ِجامعه ی طبقاتی جهان وطن بوده است. به لحاظ ِ زیست اجتماعی اما،از دوران ِ برده داری به بعد تا دوران ِ سرمایه داری با تشکیل ِ حکومت های سیاسی و مرزبندی های جغرافیایی خصوصییت ِ جهان وطنی کم رنگ شد و با پیدایش ِ نظام ِ سرمایه و سرمایه داری و رشد و گسترش ِ صنعت و تکنولوژی و برقراری ِ رابطه ی مرز نشناس ِسرمایه وکالا وهمزمان با آن دانش و فرهنگ وآگاهی های اجتماعی سیاسی ِانسان ها، خصوصیت ِ جهانوطنی ِ نوع ِ انسان درکلییت ِ

شرایطی که بعد از یک هفته تهاجم نظامی روسیه به اوکراین ایجاد شده است نشان میدهد که دولت پوتین و کلا ارتش روسیه در اوکراین به آن نتایجی که از ابتدا در نظر داشتند نرسیده اند. پوتین اعلام کرد که هدفش نظامی زدایی از اوکراین، یعنی انحلال ارتش اوکراین است. هدف دیگر او کنار زدن دولت زلنسکی بود. هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاد. اکنون مقاومت گسترده ای در اوکراین شکل گرفته است که هیچکس انتظارش را نداشت. نه پوتین و نه دولتهای غربی و نه کلا مردم دنیا انتظار نداشتند که ارتش روسیه با چنین مقاومتی روبرو بشود.

- سومین روز تجمع اعتراضی کارگران نگهبان معدن زغال سنگ سنگرود نسبت به پرداخت بموقع حق بیمه ومطالبات دیگر- کارگران کارخانه کاغذ پارس هفت‌تپه در هشتمین روز از اعتصاب خود هم دست به تجمع زدند - اصغر امیرزادگان به دادسرای انقلاب شیراز احضار شد . *سومین روز تجمع اعتراضی کارگران نگهبان معدن زغال سنگ سنگرود نسبت به پرداخت بموقع حق بیمه ومطالبا نگهبان(پیمانی) معدن زغال سنگت دیگر روزپنج شنبه 12 اسفند برای سومین روزمتوالی، کارگران

کشت و کشتار غیرنظامیان از آسمان و زمین و تهدید جهانیان به جنگ هسته ای، جنگ اوکراین را در عرض کمتر از یک هفته «جهانی» کرد! در این جنگ جهانی، بیش از هفت میلیارد انسان بی گناه و بی تقصیر در کشت و کشتار، به سه زیرمجموعه جهانی تقسیم شده اند:جهان اول: انسان های شریف و با وجدانی پاک هستند که عاشق آزادی و دموکراسی و حداقل های جهان‌شمول حقوق بشر هستند. این وجدان های پاک سال هاست که در عدم وجود حداقل آزادی ها در شوروی سابق و روسیه امروز، دردمند و نگران مردم ساکن کشورهای فاقد آزادی های سیاسی و مدنی و تحت ستم و استثمار سرمایه داری عقب مانده غیردموکرات هستند.

عنوان جنگ روسیه و اوکراین که خیلی ها اینروزها بیانش میکنند، گمراه کننده است، به دو دلیل: این جنگ ادامه جدال و کشمکش وسیعتر جهانی است، که قدرتهای اصلی جهان پر از نکبت سرمایه داری بانی آن هستند. در یک طرف روسیه و متحدینش و مشخصا با همگامی محتاطانه چین، در طرف دیگر و در مقابل ناتو با محوریت آمریکا و همراهی اتحادیه اروپا. قدرتهای بزرگ کاپیتالیستی هرکدام دنبال سهم خواهی بیشتر در جهان چند قطبی ثبات نیافته کنونی هستند.

‏یک هفته هم از جنگ نمی‌گذرد و بیش از پیش به نظر می‌رسد که ولادیمیر پوتین به سمت شکستی تاریخی پیش می‌رود. او ممکن است همه‌ی نبردها را ببرد ولی جنگ را می‌بازد. ‏رویای پوتین برای بازسازی امپراتوری روسیه همیشه بر این دروغ استوار شده بود که اوکراین کشوری واقعی نیست، اوکرایینی‌ها ملتی واقعی نیستند و ساکنان کی‌یف، خارکف و لویو مشتاق حکومت مسکواند. این ادعایی کاملا دروغ است- اوکراین کشوری با بیش از هزار سال تاریخ است و ‏وقتی مسکو حتی روستا هم نبود، کی‌یف کلانشهری مهم بود. اما خودکامه‌ی روس آن‌قدر این دروغ را تکرار کرده که ظاهرا خودش هم باورش شده است.

در ادامه‌ی انتشار سلسله یادداشت‌ها و مقالاتی که به دنبال تجاوز نظامی پوتین به اوکراین منتشر کردیم، گفت‌وگوی حاضر با نوام چامسکی را می‌خوانیم. چامسکی حمله‌ی نظامی روسیه به اوکراین را حمله‌ای بی‌دلیل و ناموجه می‌داند که در تاریخ به‌عنوان یکی از جنایات جنگی بزرگ قرن بیست‌ویکم ثبت خواهد شد. ملاحظه‌های سیاسی، مانند آنچه که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به آن اشاره کرد، را نمی‌توان به‌عنوان استدلالی در توجیه تهاجم علیه یک کشور مستقل استفاده کرد.

نگاهی به بیانیه های آنان: «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۱۴۹، ۲۵ بهمن ۱۴۰۰ که به استقبال جنگ آیندۀ اوکراین رفته، زمان و تاریخ را فراموش کرده است و در سالهای ۵۰ قرن گذشته گیر کرده است. نامۀ مردم در این شماره با این تیتر شروع می شود: «در دفاع از راه ‌حل صلح‌آمیز برای بحران اوکراین: نه به نظامیگری، نه به گسترش قلمرو ناتو در شرق، نه به مداخلهٔ ناتو در بحران اوکراین» برای حزب توده، مرغ همیشه یک پا دارد. از نظر این حزب در یکسو امپریالیسم آمریکا و غرب و در سوی دیگر اردوگاه "سوسیالیسم" و چین" کمونیستی" قراردارند که در محاصرۀ نیروهای امپریالیستی و در معرض حملات و تجاورهای آنها قرارگرفته اند.

آذر مدرسی: همانطور که خودتان گفتید حمله روسیه به اوکراین با پیام پوتین صبح روز ۲۴ فوریه صورت گرفت و دنیا را با یک شک غیر قابل باور روبرو کرد. کسی انتظار نداشت که روسیه دست به یک چنین حمله ای بزند، کسی انتظار نداشت که یک بار دیگر شاهد جنگ و خونریزی در نقطه دیگری از دنیا، به هر بهانه ای و هر مستمسکی باشد. جهان تصویرش از دنیایی که در آن زندگی می کند، جهانی است که میلیتاریسم و سیاستهای میلیتاریستی در آن شکست خورده بود.