ظاهرا چنین به نظر میرسد که به قدرت رسیدن طالبان چنین "سریع" و بدون مقاومت، چه از جانب مردم و چه از سوی حکومت اشرف غنی، غیر مترقبه و رعد و برقی در آسمانی بی ابر است. اما اگر مساله را در دو بُعد داخلی و بین المللی و از منظری تاریخی تر نگاه کنیم، جائی برای ابهام باقی نمیماند.

۱. عامل داخلی

فاتح شیخ: ظرف سال گذشته، جهان در یک حالت خاص "پاشاگردانی جهانی" سیر کرده است. در ٢٤ ساعت گذشته، با تحولات جدید صحنه فرودگاه کابل و عرصه سیاست افعانستان، این حالت ویژه جنبه نمادین ویژه تری یافته است. در یک کوشه جهان، در کاخ سفید جو بایدن با رخسار رنگباخته و سخنان ننگین و نپرداخته اش و در گوشه دیگر جهان در فرودگاه کابل توحش طالبان با اعلام بی مصداق "استقلال" افغانستان، دو صحنه بارز پاشاگردانی جهانی روز را نمایش دادند. اول سپتامبر ٢٠٢١ در کنار یازده سپتامبر ٢٠٠١ دو لحظه برجسته پرمصیبت از پاشاگردانی جهانی دو دهه گذشته اند.

٤٢ سال بعد از کاک فواد: ٤٢ سال قبل در روز ٩ شهریورماه ١٣٥٨ خورشیدی "فواد مصطفی سلطانی"، کمونیست برجسته، از بنیانگذاران کومه له، استراتیژسین دوراندیش، تاکتیک گذار لایق و والا، از برجسته ترین رهبران جنبش انقلابی کردستان و کسی که می رفت در جنبش کارگری و کمونیستی ایران و منطقه جایگاه رفیعی پیدا کند، در جنگی نابرابر در منطقه "سرشیو" در مسیر جاده سقز – مریوان، در نزدیکی روستای "بسطام" جان باخت.

قبل از هر چیز، باید بر این تفکر که در کمال خوشباوری حکومت قبلی افغانستان را ارتجاعی نمی داند خط بطلان کشید. در حقیقت با یک پروسه برنامه ریزی شده و دخالتگری دوّل سرمایه داری همانند (آمریکا، چین، روسیه، آلمان و ترکیه و ...) با تغییر حاکمیت از بالا و بدون دخالت مردم، گروه طالبان از یک دولت در سایه در حکومت ارتجاعی (جمهوری اسلامی افغانستان) به دولتی آشکار به اسم (امارت اسلامی) بدل شد تا با دستی بازتر جان و سرنوشت انسانها را در این کشور به گرو بگیرد.

در ابتدا بگویم همین که صحبت امشب ما درباره ابراهیم رئیسی که عضو هیات مرگ در قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 بوده و امروز آمده و رئیس جمهور جمهوری اسلامی شده، خود این نشان می دهد که ما در چه شرایطی به سر می بریم و با چه رژیم سرکوبگر و بیشرمی مواجه هستیم. رئیسی به عنوان جلادی که باید در اولین فرصت در دادگاه های مردمی محاکمه بشه و به خاطر جنایاتی که کرده به سزای اعمالش برسه به سزای جنایاتش برسد امروز رئیس جمهور ایران شده. 

"او را در نیاز آشکار به استراحت، نیاز به کمی هوای تازه، قدری آرامش، تامین چند قلم دارو و در نیاز به شندرغاز مخارج قرنطینه کشتیم؛ ارزش زنده ماندن را نداشت..." روزانه حداقل 700 تا 800 نفر جان خود را در پی ابتلا به کرونا از دست میدهند. این آمار رسمی است و تا واقعیت هنوز بسیار فاصله دارد. این فقط تعداد کشته ها است. "کشتار" و "قتل عام" رایج ترین عبارت‌ها در توصیف نقش جمهوری اسلامی در رابطه با اپیدمی و فاجعه جاری است. وضعیت اسفبار کنونی، در هیچ وجه آن ربطی به خود ویروس و بیماری ندارد.

همه تلاششان این بود که تصویری بدهند که با رئیس جمهور کردن آیت الله قاتل و کابینه ای یکدست گویی جمهوری اسلامی برای مملکت تخم دو زرده گذاشته است و همه چیز روبراه خواهد شد. حالا که کابینه یکدست است؛ حالا که مجلس با قوه قضاییه، هر دو با رئیس جمهور، و هر سه با ولی فقیه یکدست هستند، پس مردم میتوانند غرق در رنج و فلاکتشان منتظر معجزه حکومت یک دست باشند. ولی فقیه حتی سنگ تمام گذاشت و در اولین دیدارش با کابینه رئیسی، مشخصه های اصلی این کابینه را "مردمی بودن، عدالت ورزی و فساد ستیزی" اعلام کرد.

با گذشت چند ماه از امضای سند همکاری‌های ۲۵ ساله میان ایران و چین، بحث های گسترده بین افراد و گروه های مختلف در رسانه های رسمی و غیررسمی درباره این رویداد همچنان ادامه دارد؛ این نیروها در نقش مخالف یا موافق، برخی نظرات و پیش فرض های غیرواقعی را دربارۀ این موضوع مطرح کرده اند که بررسی مهمترین آنها ضروری میباشد. (١) پیش از هر چیز، در رابطه با سند مزبور باید گفت که برای توده های مردم آگاه ایران کاملأ واضح است که نقش و هدف عمال رژیم در همه توافقنامه ها و قراردادها و سیاست های اقتصادی که در طول عمر ننگین این رژیم انجام شده،

میخ آخر برتابوت هژمونی طلبی جهانی آمریکا! شب گذشته، درست یک دقیقه به ۱۲ شب کابل، آخرین واحدهای ارتش آمریکا "منظم و مرتب" به تعهد خود در مقابل طالبان عمل نموده و افغانستان را ترک کردند. تحلیل و تفسیرها در مورد این رویداد متنوع و فراوانند. به سهم خود تبیین کاملتر این رویداد و پیامدهای آن را در معادلات جهانی و منطقه ای و به ویژه مصائب تحمیل شده بر مردم افغانستان و راه برون رفت از این سناریوی سیاه را در مطالب دیگری، پی میگیرم.

تروریسم دولتی آمریکا و تروریسم اسلامی طالبان در فاز همکاری: هزیمت مفتضحانه و سراسیمه ارتش آمریکا از افغانستان، در دوشنبه شب سی ام اوت ۲۰۲۱، به نقطه پایانی رسید. آنچه مسلم است، بر بستر افت موقعیت آمریکا در معادلات جهانی و در کشاکش با قدرتهای بزرگ رقیب، بر بطن ناکامی اش از تحقق اهدافش در افغانستان و عراق و خاورمیانه، آمریکا و ناتو با قبول شکست و ناکامی افغانستان را ترک کردند. قرارداد "سازش" بین دولت آمریکا و جریان تروریست طالبان در دوحه قطر، سند قبول این عقب نشینی و شکست بود.

تحول «طالبان» یا تاکتیک‌های فریبنده؟ اضمحلال ارتش ٣٠٠٠٠٠ نفری افغانستان برغم آموزش و تجهیز توسط نیروهای آمریکایی در عرض چند ساعت، گواه بارز عدم موفقیت ایالات متحدۀ آمریکا در افغانستان و محدودیت قدرت آن می‌باشد. بی‌تردید، آمریکا به امتناع از بسیار از تعهدات خود در منطقه‌ مجبور خواهد شد. حالا وقت اندیشیدن به این است که چه درس‌هایی از اشغال افغانستان توسط آمریکا باید آموخت.

آمرییت در معنای فرمانفرمایی یا سرکردگی ِ سیاسی، در تاریخ ِ انسانی و در جامعه های مختلف دو نقش ِ متفاوت و متضاد در پیشرفت خواهی یاواپسگرایی داشته است. بسته به این که آمریا آمران ِحاکم ودارای اقتدار وسرکردگی ِاجتماعی سیاسی، رویکرد و جهت گیری ِ همسویانه یا غیر ِ همسویانه با تکامل ِاجتماعی داشته باشند،آمرییت شان پیشرفت گرا یا واپسگرا خواهد بود. جهت گیری ِ همسویانه با تاریخ و تکامل ِ اجتماعی ازآغازگاه ِ تاریخ ِ انسانی بعد از کمون ِاولیه تا دوران ِما،جهت گیری ِ تاریخی- طبقاتی بوده واز این رو آن چنان که خود ِ تاریخ گواهی می دهد عامل ِ پیشرفت و تکامل نیز بوده است.

(نگاهی به دو بیانیه حزب حکمتیست- خط رسمی): خط رسمی بیانیه " کنگره سراسری شوراهای مردمی ، آلترناتیو مردمی پس از جمهوری اسلامی" و همراه آن اصول پایه ای قانون اساسی پیشنهادی خود را برای ایران پس از جمهوری اسلامی منتشر کرده است. همین دو بیانیه و نوشته های اعضای رهبری حزب حکمتیست - خط رسمی نشان میدهد که خط رسمی به چه کاری مشغول است.! پس از اینکه ما با داروی کسالت آور و بی حاصل " اتحاد چپ، آلترناتیو سوسیالیستی" آشنا شدیم،

كنگره سراسری شوراهای مردمی
حكمتیست: اخیرا حزب حکمتیست (خط رسمی) سند "كنگره سراسری شوراهای مردمی" بعنوان آلترناتیو حکومتی پس از جمهوری اسلامی را منتشر کرده است. سوال اینست كه چه نیازی به ارائه این آلترناتیو در این دوره است؟ یا به عبارتی دیگر، شاهد چه تغییراتی در این دوره از مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی با دوره های قبل هستیم که ارائه آلترناتیوی روشن را ضروری کرده است؟

توضیح: بنا به شرایط کنونی جامعه افغانستان و بازگرداندن جریان فوق ارتجاعی اسلامی طالبان بقدرت سیاسی. و شور و شوقی اجتماعی ای که، در این رابطه ارتجاع اسلامی در منطقه و ایران و کردستان را در بر گرفته است، ضرورت باز تکثیر نوشته را که حاوی چه باید کرد در تقابل با ارتجاع قومی- مذهبی در حال و آتی میباشد، دیدم. جامعه ایران بدون شک آبستن تحولات سیاسی- اجتماعی و اقتصادی است. کاملن ملتهب و در حال غلیان است. اعتصاب و اعتراضات کارگری بطور متمرکز و سازمانیافته از هفت تپه، کل صنایع نفت و پتروشیمی ها، راه آهن ها، کنتر سازی،