با اینکه درفراز و نشیبهای پنج سال گذشته، نمی توان سیاست رئیس جمهور امانوئل ماکرون را موفقیت آمیز ارزیابی کرد، اما به نظر می رسد که انتخاب مجدد او به سمت رئیس جمهور محتمل ترین سناریوممکن باشد :راست افراطی قدرتمند است اما آرای آن بین دو نامزد تقسیم گشته و بعید به نظر می رسد که یکی از آنها بتواند پیروز شود. بخش مهمی از رای دهندگان وابسته به بورژوازی و یا محافظه کاران راست نیز جلب آقای ماکرون گشته اند و حتی برخی از چهره های شناخته شده آنها به او پیوسته اند.

جنگ و ضد جنگ "طولانی": بایدن در سفرش به کشورهای عضو ناتو در اروپای شرقی اعلام کرد که "جهان باید برای یک جنگ طولانی آماده شود". این اظهارات بایدین استراتژی سیاسی و نظامی آمریکا برای دهه هاست. این استراتژی از زمان سقوط بلوک شرق بارها توسط بسیاری از محافل سیاسی و نظامی آمریکا اعلام و با حمله نظامی به افغانستان و عراق و دیگر کشورها عملی شد. حمله نظامی روسیه به اوکرائین بخشی از همان سلسله جنگهای طولانی است که آمریکا طالب آن بوده و از آن استقبال کرده است.

روز ١٢ فروردین ۵٨ که نتایج همه پرسی عوام فریبانه و ضد دموکراتیک نظام جمهوری اسلامی (نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد) اعلام شد, آشکارا آغاز یک دیکتاتوری مذهبی دُگم و انحصارطلب در ایران بود. شوربختانه بسیاری از کسانی که امروز ادعای بصیرت و حکمت دارند, ٤۳ سال پیش در چنین روزی سرمست از آرمان گرایی دینی تولد یک "هیولای" هفت سر را جشن گرفتند و به یکدیگر تبریک گفتند. در صفحه " همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی در ایران" در ویکی پدیا (دانشنامه آزاد) آمده است: " به گفته مسئول وقت مرکز آمار یعنی (دکتر) حسین لاجوردی، در همه‌پرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، تقلبی «چند میلیونی» صورت گرفته‌است. بنده با ایشان کاملا موافقم زیرا تحت لوای "تقیه" تقلب کردند.

ببینید  ! بحث جلسه " تبدیل جنگ به جنگ داخلی" کُلاً اینها است: که موضع حزب: "قطع جنگ" کافی نیست و غلط است و من(ر. تقی) وقتی به این نتیجه رسیدم که این موضع غلط است که دیدم در شهر بانه مردم فریاد میزنند: "مرگ بر صدام ـ مرگ بر خمینی".  در صورتی که ما میگوئیم "قطع جنگ"، آنها میخواهند دو تا بورژوازی را بیاندازند ولی  ما یکی را! یا ما اصلاً هیچ بورژوائی را نمیخواهیم بیاندازیم، ما فقط میخواهیم دعوائی بین آنها نباشد، ما خیلی عقب تر از توده ها هستیم(مرگ بر صدام ـ مرگ بر خمینی!) 

غرب همه ­ی این نکات را به خوبی می­داند اما مانند اواخر دهه ­ی هفتاد که اولویت اول و آخرش در هم شکستن اتحاد جماهیر شوروی بود و برای تحقق این هدف شوم دست به هر تشبثی از جمله تسلیح و سازماندهی و تقویت مجاهدین اسلامگرای افغان و افغان ­العرب­ زد و دست در دست پاکستان و شیوخ مرتجع خلیج اقدام به گسیل آنان به افغانستان کرد، به عواقب و تبعات چنین سیاستی مطلقا نیاندیشید. اینک نیز در اکراین چنان می کند که پیش از این در افغانستان کرده بود و در یازده سپتامبر پاسخ گرفته بود. اشک تمساح رئیس جمهوری امریکا برای مهاجران اکراینی در ورشو همانقدر واقعی و انسانی است که مادلین آلبرایت در پاسخ این پرسش که “آیا کشته شدن پانصد هزار کودک به ساقط کردن صدام می ارزید؟” گفته بود : “بله!”

سالی كه گذشت سال خاكستری و یكنواختی نبود؛ سالی بود در ادامه‌ی تعمیق روندی كه از دیماه ۹۶ به این سو شروع شده بود و هر لحظه نوید می‌داد كه باید جور دیگری زندگی كرد. سال گذشته سال جمهوری اسلامی نبود، سال تسلیم در برابر شعله‌های آتش قحطی، فقر و بیكاری نبود. سالی نبود كه این حاكمیت بتواند خوشه‌های خشم میلیون‌ها انسان دردمند و كارد به‌استخوان رسیده را درو كند. نه سال «انتخاب» جناب رٸیسی سردسته قاتلین دهه ۶۰ بود، نه سال عر و تیزهای سپاه، بسیج و امنیتی كردن فضای سیاسی ایران بود، نه سال رنگ عوض كردن‌های این و آن جناح بود، نه سال فرهنگ تعزیه كه سال جا خوش كردن لبخند بر لبانی بود كه خندیدن را فراموش نكرده‌اند.

عمران خان نوزدهمین نخست وزیر تاریخ پاکستان روز یکشنبه ۲١ فروردین با رای عدم اعتماد مجلس ملی پاکستان از کار برکنار شد. و بقول خودش "تغییر رژیم" صورت گرفت. در تاریخ پاکستان هیچکدام از نخست وزیران آن کشور دوره پنج ساله خود را تمام نکردند. اولین نخست وزیر پاکستان ترور شد؛ و آخرین آن امروز اولین نخست وزیری بود که با رای عدم اعتماد پارلمان عزل شد. عمران خان مدعی شده بود که به دلیل توطئه آمریکا و متحدان داخلی آن برای "تغییر رژیم" می خواهند او را برکنار کنند.

از شروع حمله روسیه به اوكراین نزدیك به یك ماه میگذرد و مستقل از ارزیابی طرفین از این جنگ، هنوز سرانجام و پایان آن بر كسی معلوم نیست. مصائب و عواقب این جنگ بسیار فراتر از آینده اوكراین، ویرانی و آوارگی و قربانی شدن مردم بیگناه این كشور است. این جنگ را روسیه شروع كرد، اما بر خلاف تبلیغات رسانه های دنیای غرب این جنگ مطلقا نمونه ای منحصر به فرد و تنها جنگ ارتجاعی که قدرتهای بین المللی به جهانیان تحمیل کردند، نبود.

یک ماه پس از حمله روسیه به اوکراین، بیش از ۳.۶ میلیون اوکراینی این کشور را به عنوان پناهنده ترک کرده‌اند و این جنگ در خطر تبدیل شدن به یک باتلاق مانند افغانستان است. یانیس واروفاکیس (عضو پارلمان یونان، وزیر دارایی سابق یونان، بنیانگذار بین‌الملل مترقی با سناتور آمریکایی برنی سندرز) می‌گوید تحریم‌های گسترده غرب علیه روسیه و کمک‌های نظامی بی‌پایان به اوکراین، خطر تشدید درگیری‌ها و از بین بردن شانس راه‌حلی صلح‌آمیز را به همراه دارد. «هدف دقیقاً چیست؟ آیا تغییر رژیم در روسیه است؟» واروفاکیس می پرسد.

،،درعصرجهانی شدن نئولیبرال که به تقویت یکه تازی بازاروقصابی دولت های رفاه وگسترش شکاف های طبقاتی ودیگرتضادها انجامیده است دفاع ازدستاوردهای دولت رفاه به جای عبارت پردازی های رمانتیک وغیرواقع بینانه درحوزه محوطبقات والغای کارمزدی وظیفه مهمی است،،نقل قول فوق ازآقای مهرداد درویش پوراست درمراسم شب نشینی باآیت الاه بی بی سی درشوی پرگار.تا جایی که ایشان را میشناسم ازجمله سمپاتهای چپ ملی مذهبی شرق زده سالهای 57 درایران بوده وهم اکنون درمراکز آموزش عالی سوئد درزمینه های جامعه شناسی تدریس میکند.

حمید تقوایی: بنظر من لمپنیزم یکی از وجوه مشترک مذهب و ناسیونالیسم است. نه فقط در جامعه ایران بلکه در هر جای دنیا شما مشاهده میکنید که لمپن ها یعنی اقشاری که خودشان بنوعی قربانیان جامعه طبقاتی هستند و در ایران به اسم کلاه مخملی ها و جاهل ها و غیره به آنها رجوع میشود، اینها همیشه ابزار دست جریانات مذهبی و یا جریانات ناسیونالیستی بوده اند. قشر لمپن گرچه خودش هیچ پرنسیپ و هیچ اصول فکری و اخلاقی ندارد ولی به یک نوع تعصبات و اعتقادات مبتنی به دگم ها و تابوهای مذهبی - ملی- میهنی آلوده است. 

اول مه، جنگ امپریالیستی و کارگران: تاریخأ و هر ساله روز اول مه، روز جهانی طرح ادعانامه کارگری و اعلان نبرد طبقاتی با نظم وارونه کاپیتالیستی و مصائب آن است. اعتراض و اعلام انزجار به تحمیل و تشدید فقر و تبعیض عمیق و فزاینده و ناامنی و جنگ و تباهی بر زندگی میلیاردها انسان کارکن و دردمند سرلوحه ادعانامه کارگران در مناسبت اول مه است. اما در مناسبت جهانی اول مه فراتر از چهارچوب عمومی اعلام انزجار و نفرت و اعتراض اجتماعی، طبقه کارگر جهانی در شرایط مشخص هر سال بر پرمخاطره ترین معضلی که در مقابلش قرار گرفته متمرکز میشود.

قبل از شروع جنگ اوکراین قصد نوشتن این جوابیه را داشتم. شروع جنگ و نا مناسب بودن پخش چنین مطالبی در فضای اولیه ناشی از جنگ و خبراتش آن را به تاخیر انداخت. بعد از انتشار کتاب "شهری کوچک و مبارزاتی بزرگ" به این دلیل که نظر و روایت‌ها از آن دوره تاریخی کردستان بسیار متفاوت و گوناگون هستند در نظر نداشتم به هیچ تبلیغاتی علیه کتاب و حتی نقد نظری از آن جواب دهم. اما سکوت در مقابل پخش مکرر نوشته رفیق شاهو پیرخضران با عنوان "ملاحظاتی کوتاه بر یک کتاب بلند" در سایت‌های اینترنتی و حلقه زدن جمعی از ناسیونالیست‌ها، متاسفانه چند نفر از کمونیست‌ها هم، جواب به آن را ضروری کرده است.

تداوم لشکرکشی تبهکارانه امپریالیسم روس به اوکراین و اشغال بخش‌های بزرگی از این کشور که بر بستر سال‌ها رشد تضادهای امپریالیستی بین روسیه با امپریالیسم آمریکا و متحدین‌اش و تحریکات انکارناپذیر بلوک متجاوز آمریکا اتفاق افتاده، همچون هر مساله بزرگ دیگری به زمینه‌ای برای شناخت هر چه بهتر ماهیت طبقاتی احزاب، سازمان‌ها و افرادی بدل شده که به طور اجتناب‌ناپذیری مجبور به موضع‌گیری حول این تحول مهم شده‌اند.

در هم آوائی کشورهای «غربی» در مورد بحران اوکراین صدای اسرائیل تعجب برانگیز است. رهبران این کشور نمی‌خواهند مستقیماً با ولادیمیر پوتین مخالفت کنند حتی اگر این امر خطر خشم آمریکا، متحد تل آویو را به همراه داشته باشد. منافع استراتژیک و اقتصادی ای روسیه و اسرائیل را بهم پیوند می دهد. از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در ۲۴ فوریه، اسرائیل با رفتار سیاسی ویژه ای در کنار آنچه عموماً «اردوگاه غرب» نامیده می‌شود، قرار گرفته است.