.
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸.
امروز:
May 20 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

دوشنبه, 16 ارديبهشت 1398 ساعت 03:07

مصاحبه سايت اخبار روز با ايوب رحمانى

اخبار روز: ابتدا در معرفی اتحادبين المللی کمی توضيح بدهيد. آيا تشکيلات شما در کشورهای مختلفی فعاليت می کند؟ اين فعاليت ها چطور هماهنگ می شود؟

پاسخ: اتحاد بین المللی فعالیت های خود را از سال 1999 آغاز و در ژانویه سال 2000 رسما اعلام موجودیت کرد. اهداف، اصول و چارچوب فعالیت های اتحاد بین المللی و نیز ساختار تشکلیلاتی آن در طول زمان و بنا به شرایط، تدقیق و به روز شده است. اخرین سندی که در این رابطه به تصویب رسید "مبانی سیاست و فعالیت اتحاد بین المللی" نام دارد که در سال 2012 به تصویب همه اعضا رسید. خواننده می تواند برای کسب اطلاعات بیشتر از اهداف و فعالیت های اتحاد بین المللی به این سند مراجعه کند. اینجا لازم می دانم که بطور فشرده بگویم که اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران همانطور که از نامش پیداست تشکلی است که اساس فعالیت هایش کار کمپینی در پشتیبانی از کارگران ایران در سطح بین المللی است، و در همین ارتباط پیش از هر چیز وظیفه اش بازتاب دادن مسایل و مبارزه کارگران ایران، کسب حمایت نهاد ها و تشکلات بین المللی کارگری از آنان و کوشش برای ایجاد همبستگی بین المللی کارگری است.

اتحاد بین المللی در اساس متشکل از دو شورا شامل شورای اروپا و شورای امریکای شمالی است. شورای اروپا شامل واحد هایی است که در چند کشور اروپایی فعالیت می کنند و شورای امریکای شمالی شامل واحد کانادا است( متاسفانه تا کنون موفق نشده ایم که در کشور امریکا، واحدی ایجاد کنیم ). هر کدام از واحد های کشوری در چارچوب اهداف و سیاست ها و نیز اساسنامه اتحاد بین المللی، استقلال عمل دارند و می توانند اولویت ها و شیوه های فعالیت خود را راسا تعیین کنند. مانند هر گروه و تشکل دیگر، در اتحاد بین المللی نیز تقسیم کار وجود دارد و مسئولیت ها معین شده و کار ها طبق اساسنامه و در مشورت و همفکری با هم پیش می رود و تصمیم گیری بصورت جمعی انجام می گیرد. مجمع عمومی بالاترین ارگان اتحاد بین المللی است. در این مجمع علاوه بر سیاست ها و اهداف در مورد تقسیم کار ها و وظایف نیز تصمیم گیری می شود .

اخبار روز: به غير از شما تشکل های ديگری هم در خارج از کشور در دفاع از مطالبات کارگری در ايران فعاليت می کنند. مناسباتتان با آن ها چطور است و آیا فعاليت های خود را هماهنگ می کنيد و چگونه؟

پاسخ: ما تنها تشکل کارگری در خارج از کشور نیستیم که در ارتباط با مبارزات و مسایل کارگری در ایران فعالیت می کنیم. تشکل ها و فعالین کارگری دیگری هم هستند که سالهاست که در همین عرصه فعال هستند و تلاش های ارزشمندی داشته اند و دارند . اما در ارتباط با همکاری و یا هماهنگ کردن فعالیت ها، باید توجه داشت که پیش شرط آن داشتن افق مشترک و وجود حد اقل تفاهم در مورد عرصه های فعالیت است. اتحاد بین المللی بیشترین کوشش اش معطوف به کسب حمایت تشکل های کارگری بین المللی از کارگران ایران بوده است و بنابراین در هماهنگ کردن کارها با دیگر تشکل ها و یا فعالین کارگری اساسا مبنا و معیار این بوده که این همکاری ها تا چه حد می تواند در این عرصه موثر واقع شود . بطور مشخص در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که چندین سال است که بین اتحاد بین المللی – واحد پاریس و تشکل دیگر یعنی "همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – پاریس" در چارچوب کلکتیو سندیکاهای فرانسه که شامل پنج سندیکای بزرگ است، همکاری نزدیک وجود داشته که دست اوردهای گران بهایی نیز داشته است. از جمله اینکه این سندیکا ها در چند سال گذشته تعدادی از فعالین شناخته شده کارگری مانند محمود صالحی، علی نجاتی، حسن سعیدی، داوود رضوی و رضا شهابی را برای ایراد سخنرانی و دیدار با فعالین سندیکای های فرانسه به این کشور دعوت کردند و مراسم های همبستگی با کارگران ایران را با حضور این فعالین بر گزار کردند. همچنین این کلکتیو همزمان با اجلاس جهانی سازمان کار در دو نوبت تظاهرات همبستگی با کارگران ایران در مقابل دفتر آن سازمان در ژنو فرا خواند و یا در تظاهراتی که هر ساله به این مناسبت بر گزار می شود شرکت کرد و همزمان این امکان را فراهم کرد که تعدادی از فعالین کارگری یاد شده در حاشیه اجلاس سازمان جهانی کار سخنرانی کنند و بتوانند با عده ای از مسئولان تشکل های بین المللی کارگری دیدار و گفتگو داشته باشند. انتشار دهها بیانیه همبستگی با کارگران ایران توسط این کلکتیو و اعتراض به دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگری در ایران بخش دیگری از این دست اورد ها محسوب می شود که تا حدودی زیادی نتیجه همکاری بین رفقای ما در پاریس و رفقای همبستگی سوسیالیستی بوده است.

اخبار روز: با احزاب و سازمان های سياسی در خارج از کشور چه مناسباتی داريد؟

به گمانم منظور سازمان های سیاسی ایرانی در خارج کشور است ، بنابراین به همین می پردازم . نخست تاکید کنم که اتحاد بین المللی به عنوان یک تشکل کارگری که هدف اش فعالیت کمپینی است، تشکلی مستقل است و به هیچ حزب و سازمان وابسته نیست. هر کس که اهداف و اساسنامه اتحاد را بپذیرد و خواستار فعالیت با ما باشد می تواند به ان بپیوندد و این شامل کسانی نیز می شود که در همان حال عضو حزب و یا سازمان سیاسی هستند. لازم است در اینجا تاکید کنم که ما بنا به اهداف و ماهیت فعالیت هایمان خود را تشکل کارگری و سوسیالیستی می دانیم و بنابراین مرزبندی صریح و روشنی با احزاب و سازمان های دست راستی و رژیم چینجی داریم که حامی سر سخت سرمایه داری هستند. بنابراین ما نه تنها هیچ گونه ارتباط و همکاری با این احزاب و سازمان ها نداریم بلکه اساسا افق ،دیدگاه و اهداف ما در تضاد با اهداف و استراتژی آنان قرار دارد. این تاکید را از ان جهت لازم دانستم که بعد از اوج گیری مبارزات کارگران در سالهای گذشته، به ویژه بعد از اعتصابات اخیر کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز و نیز تحصن های سراسری معلمان، این احزاب به ناگهان یاد کارگران افتادند، کارگر پناه شدند و سخت تلاش می کنند که با استفاده ابزاری از اعتصابات و مبارزات کارگری به اهداف خود برسند؛ اهدافی که در بنیاد علیه منافع طبقه کارگر و اکثریت مردم است . در پرانتز اضافه کنم که این تلاش برای موج سواری تنها به جریان های دست راستی و رژیم چینجی محدود نمی شود، بلکه شامل تعدادی از احزاب و سازمان های به اصطلاح چپ نیز می شود که تا همین یک و دو سال پیش، دهها و صدها اعتراض و اعتصاب کارگری اصلا توجه شان را جلب نمی کرد اما در مورد هر اظهار نظر یک عنصر درجه چندم اصلاح طلب حکومتی مطالب بلند بالا می نوشتند. اری اینان نیز به ناگاه یاد کارگران افتاده اند و حالا به گفته یکی از مقاله نویسان یکی از این جریان ها می خواهند " قبای ژنده خود را" به مبارزات کارگران بیاویزند.

در ارتباط با احزاب و سازمان های سوسیالستی و چپ رادیکال باید بگویم اتحاد بین المللی بصورت موردی و نه پایدار با تعدادی از این احزاب همکاری داشته است. از جمله اینکه واحد های اتحاد بین المللی در بعضی از کشورها به ویژه در برگزاری تظاهرات و اکسیون های اعتراضی و یا برگزاری مراسم ها و یا سیمنار ها یا بر گزاری مراسم به مناسبت اول ماه مه با تعدادی از این احزاب و سازمان ها همکاری داشته اند. این همکاری ها اساسا در عرصه کارگری بوده است .

اخبار روز: روابط شما با تشکل های کارگری بين المللی و تشکل های کارگری کشورهای ديگر به چه صورتی است. می توانيد بگوييد با کدام يک از تشکل های بين المللی معتبر کارگری رابطه داريد؟

یک نمونه از چگونگی روابط ما با تشکل های کارگری کشور های دیگر را در پاسخ به پرسش قبلی و در ارتیاط با همکاری با کلکتیو سندیکا های فرانسه تا حدودی توضیح دادم . در انگلستان فعالین ما با مسئولین کنگره اتحادیه های کارگری که در بر گیرنده همه اتحادیه های کارگری در این کشور است، ارتباط دارند. در آلمان فعالین ما بویژه با اتحادیه کارگری " وردی" در تماس هستند و واحد اتحاد بین المللی در کانادا بطور مشخص با اتحادیه کارگران خدمات عمومی ارتباط نزدیک دارد. همه این تشکل ها بار ها به در خواست های ما پاسخ مثبت داده و به اشکال مختلف از جمله درج مسایل کارگری ایران در سایت های خود و یا با انتشار نامه های سرگشاده و بیانیه، از مطالبات کارگران ایران حمایت کرده اند. لازم می دانم اضافه کنم وظایف واحد های کشوری فقط به ارتباط گیری با تشکل های کارگری محدود نمی شود و عرصه های خیلی بیشتری را شامل می شود. واحد اتحاد در سوئیس از سال 2005 تا همین سال پیش علاوه بر ارتباط با سندیکاهای ان کشور هر ساله از برگزار کنندگان تظاهرات اعتراضی در ژنو همزمان با اجلاس سازمان جهانی کار بوده است. در کشورهای دیگر از جمله در کانادا و انگلستان دوستان ما از اعضای فعال صندوق های همبستگی با کارگران ایران هستند و بعلاوه پای ثابت برگزاری اکسیون ها، تظاهرات ها و مراسم ها در حمایت از کارگران ایران بوده اند. به پرسش شما بر گردم و اضافه کنم که ارتباط ما با تشکل های کارگری فقط از طریق واحد های کشوری صورت نمی گیرید، بلکه اتحاد بین المللی اساسا به عنوان یک کلیت در این عرصه فعالیت می کند. اتحاد بین المللی بعد از حدود بیست سال فعالیت مستمر، نزد تشکل های بین المللی کارگری، تشکلی شناخته شده و معتبر بشمار می اید. ما طی این سالها بطور مرتب گزارش ها و اخبار مربوط به مسایل کارگران ایران را به زبان انگلیسی و بخشا به زبان فرانسوی و آلمانی در اختیار تشکل های بین المللی کارگری و سازمان ها و نهاد های مترقی و تشکل های مدافع حقوق بشر قرار داده ایم. فقط به اشاره بگویم که ایمیل لیست اتحاد بین المللی بیش هزار ایمیل را در برمی گیرد که از جمله شامل بسیاری از اتحادیه ها، فدارسیون ها و کنفدراسیون های کارگری است. سایت انگلیسی و صفحه فیسبوک اتحاد، مرجع معتبر برای تشکل های بین المللی کارگری و یا هر علاقمند انگلیسی زبان است که می خواهد از مسایل کارگری در ایران اطلاع کسب کند. در کنار این ها باید به کمپین های مداوم اشاره کنم که اتحاد بین المللی در طول این سالها به ویژه در ارتباط با سرکوب و بگیر و ببند فعالین کارگری برپا کرده و طی ان از تشکل های جهانی کارگری خواسته است که از کارگران ایران حمایت کنند که به نظرم در بسیاری از موارد موفق بوده است. برای مثال ما بار ها و بار ها شاهد بوده ایم که بیانیه های حمایتی منتشر شده توسط تشکل ها کارگری بین المللی، جمله به جمله بر گرفته از گزارش هایی بوده است که ما برایشان ارسال کرده بودیم.

لازم است تاکید کنم که حمایت تشکل های کارگری بین المللی تنها به انتشار بیاینه محدود نشده بلکه جنبه و یا جنبه های عملی نیز داشته است . نمونه ای از اقدام عملی را در رابطه با کلکتیو سندیکا های فرانسوی وضیح دادم. در اینجا به یک و دو مورد دیگر اشاره کنم: در سه نوبت و طی سه سال متوالی تشکل ها بین المللی کارگری به ابتکار کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری ( آی تی یو سی ) و فدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگران حمل و نقل ( آی تی اف ) در همکاری با عفو بین الملل، روزی را به عنوان روز همبستگی جهانی با کارگران ایران را اعلام کردند. اولین آن در سال 2007 و بدنبال سرکوب کارگران سندیکای شرکت واحد برگزار شد، و دومین آن در مارچ 2008 و سومین ان که عنوان اش روز همبستگی با کارگران و معلمان ایران بود در ژوئن 2009 برگزار گردید که اموزش بین الملل( ای آی) نیز در ان نقش فعال داشت. در این روز ها تشکل های کارگری در اعتراض به سرکوب کارگران در ایران، در کشور های مختلف دست به اقدام زدند و از جمله با برگزاری تظاهرات در مقابل سفارت های جمهوری اسلامی ایران همبستگی خود را با کارگران ایران اعلام داشتند. چنین همبستگی ای در تاریخ صد ساله جنبش کارگری ایران بی سابقه بوده است. برای جلوگیری از برداشت اشتباه باید لازم است اشاره کنم که امنظورم این نیست که پیشنهاد این روز از اتحاد بین المللی بوده و یا این اقدام حاصل کمیپن ما بوده است. بلکه می خواهم بگویم که ما نیز با توجه به توانمان نقش کوچکی در این کار داشتیم. این اقدام دیگر تکرار نشد که بر رسی علت ان جای دیگری را می طلبد. ما به سهم خود در سالهای گذشته کوشش کردیم که با توجه به گسترش و تشدید سرکوب ها مجددا روزی به عنوان همبستگی با کارگران ایران اعلام شود و عفو بین الملل نیز از ان استقبال کرد و کنفرانسی هم برای تدارک این روز توسط نمایندگان تشکل های کارگری در پاریس بر گزار شد، اما متاسفانه تا کنون به جایی نرسیده است.

اخبار روز: در نشست های سازمان جهانی کار اصولا بايد نمايندگان مستقل کارگران شرکت کنند. مسئولان اين نهاد از سياست جمهوری اسلامی در قبال کارگران و وابستگی خانه کارگر به حکومت ايران بي اطلاع نيستند، چرا نمايندگان حکومت ايران به نشست های سازمان جهانی کار (آی.ال.او) دعوت می شوند؟

پاسخ: سازمان جهانی کار بخشی از سازمان ملل و سازمانی عریض و طویل با بوروکراسی بسیار پیچده است. اساس کار این سازمان مبتنی بر سه جانبه گرایی است، یعنی قرار است در چارچوب این سازمان، نمایندگان کارفرمایان، نمایندگان دولتها و نمایندگان کارگران، مناسبات کار را در کشور های عضو بر طبق مقاوله نامه ها و مقرارت مصوب این سازمان تنطیم کنند. در اسناد این سازمان از کشور های عضو صحبت می شود، مثلا در اسناد مربوط به اجلاس جهانی این سازمان از هیئت های نمایندگی کشور ها مثلا از هیئت نمایندگی ایران سخن گفته می شود. اما مسئله این است که هیئت نمایندگی ایران همانطور که در پرسش شما هم هست، تماما دولتی است. صرف نظر از نمایندگان دولت و نمایندگان کارفرمایان، نمایندگان به اصطلاح کارگری این هیئت نیز همگی از اعضای شورای های اسلامی کار، کانون انجمن های صنفی کارگران ،شورای عالی نمایندگان کارگران و خانه کارگر هستند و بنابراین وابسته به دولت هستند. رژیم این تشکل ها را نماینده واقعی کارگران ایران معرفی می کند . مسئولان و مدیران سازمان جهانی کار نیز با اینکه می دانند این ها کارگران ایران را نمایندگی نمی کنند در اساس اعتراض جدی به ان ندارند و اگر صدای اعتراض مدافعین جنبش کارگری ایران در این سالها وجود نمی داشت، شاید اصلا هیچ اشاره ای نیز در گزارش های سالیانه خود به نقض حقوق پایه ای کارگران در ایران نمی کردند.

اما ابعاد سرکوب حقوق اولیه کارگران در ایران چنان گسترده و وسیع است و به همین گونه مبارزات کارگری در ایران از جمله برای ایجاد تشکل مستقل کارگری به ویژه بعد از ایجاد سندیکای کارگران شرکت واحد و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه چنان بر جسته بوده است که این سازمان نتوانسته به آسانی از ان بگذرد. در چنین شرایطی دو راه در مقابل هئیت مدیره سازمان جهانی وجود دارد: اول اینکه به دولت ایران اعلام کند که هیئت نمایندگی کارگری این کشور را به رسمیت نمی شناسد و از دولت بخواهد که اجازه دهد کارگران طبق مقاوله نامه های سازمان جهانی کار از جمله مقاوله نامه های 87 و 98 تشکل مستقل خود را ایجاد کنند و نمایندگان واقعی خود را به سازمان جهانی کارمعرفی نمایند. واضح است که رژیم اسلامی به این کار تن در نخواهد داد و یک دوره تنش بین سازمان جهانی کار و رژیم جمهوری اسلامی شروع خواهد شد و در اخر نیز ممکن است چنانچه سازمان جهانی کار به اصول و مقاوله نامه های خود وفادار بماند کار به اخراج ایران از سازمان جهانی کار بیانجامد. تا انجا که ما می دانیم در تاریخ سازمان جهانی کار چنین چیزی سابقه نداشته است؛ یعنی این سازمان عضویت هیج کشوری را به دلیل نقض مقاوله نامه های بنیادی سازمان، لغو نکرده است. دقیقا همانطور که سازمان ملل، هیچ کشوری را به دلیل نقض حقوق بشر از این سازمان اخراج نکرده است .

راه دوم این است که سازمان جهانی کار، موارد نقض حقوق پایه ای کارگران توسط رژیم را یاد اوری کند و خواهان پاسخگویی شود و از کانال اداری و مناسبات بوروکراتیک، موضوع را به قصد بهبود بخشیدن به اوضاع، پیگیری کند. ساز مان جهانی کار تا کنون این راه دوم را دنبال کرده است. این کار نیز در نتیجه فشار تشکل های کارگری بین المللی صورت گرفته است . در این مورد، روال کار به این ترتیب است که وقتی یک و یا چند تشکل کارگری علیه یک دولت به این سازمان شکایت می کنند، "کمیته آزادی انجمن" این سازمان، موضوع را دنبال می کند و از دولت مذکور توضیح می خواهد. متن شکایت و پاسخ دولت بصورت پرونده به هئیت مدیره سازمان ارائه می شود. در رابطه با رژیم جمهوری اسلامی به دنبال شکایت (ای تی اف) و ( ای تی سی یو ) در مورد نقض حقوق کارگران به ویژه کارگران شرکت واحد، پرونده ای به شماره 2508 در سال 2006 تشکیل شد و از ان تاریخ تا کنون نیز هر ساله به دنبال شکایت های بیشتر توسط تشکل های کارگری بر حجم این پرونده اضافه شده است. این پرونده بطور مشروح در گزارش سالیانه این سازمان که هر ساله به زبان انگلیسی و فرانسه و پیش از برگزاری اجلاس سالیانه منتشر می شود، درج شده است . اتحاد بین المللی در سالهای گذشته این پرونده را به فارسی بر گرداننده است. مطاله این پرونده خشم هر خواننده منصف را بر می انگیزد، به دو دلیل: اول آنکه رژیم اسلامی در پاسخ هایش به شکایت ها بطور اشکار به "کمیته ازادی انجمن" دروغ می گوید. مثلا ادعا می کند که ابراهیم مددی نه به خاطر فعالیت های کارگری بلکه به دلیل "تبهکاری" تحت تعقیب قرار داشته است. و یا در سال 1393 در همان هنگامی که رضا شهابی در زندان بود، رژیم به این کمیته می گوید که او آزاد شده و به سر کار برگشته است، و یا اینکه ادعا می کند کمیته ای برای بررسی علت مرگ شاهرخ زمانی در زندان شکیل شده ، و دیگر ادعا ها و دروغ های اشکار و انزجار اور . دومین دلیلی که موجب خشم خوانند گزارش می شود، شیوه بوروکراتیک رسیدگی به شکایت در این سازمان است. این شیوه به گونه ای است که پرونده می تواند تا ابد مفتوح بماند، یعنی هیچگاه به سرانجام نرسد. همانطور که اشاره کردم پرونده ایران حدود 13 سال است که باز شده و هر سال نیز مواردی از نقض حقوق کارگران ایران توسط رژیم به ان اضافه شده اما هیچ معلوم نیست که کی قرار است به سرانجام برسد. مسئولان رژیم به خوبی از روال کار بورکراتیک سازمان جهانی کار، اگاه هستند و با زیرکی تمام از ان به نفع خود استفاده کرده اند و می کنند . به عبارت دیگر خوب یاد گرفته اند که هیج اتهامی را نپذیرند، به هر نحو ممکن حقیقت را کتمان کنند و همزمان به اعضای کمیته آزادی انجمن وعده بهبود اوضاع را بدهند تا به این ترتیب باخریدن وقت به تداوم سرکوب ها ادامه دهند. به رغم همه این ها اما پرونده انچنان سنگین و سیاه بود که سرانجام کمیته ازادی انجمن پاسخ های رژیم را قانع کننده نیافت و در سال 2017 پرونده ایران از میان 176 پرونده به عنوان یکی از دو پرونده "جدی و اضطرای" به هیئت مدیره سازمان ارجاع داده شد و درخواست گردید که پرونده "مورد توجه ویژه " قرار گیرد. به این ترتیب یک مرحله دیگر از بر رسی ها اغاز شده است که سرانجام اش مشخص نیست. اما می دانیم که رژیم در سازمان جهانی کار از سوی تشکل های کارگری تحت فشار قرار دارد. باید به این فشار ها افزود.

اخبار روز:اتحاد بین المللی چه اقدامات و راه کارهايی را برای آن که حکومت ايران نتواند خود را نماينده و سخنگوی کارگران ايران در اين سازمان و ساير نهادهای بين المللی کارگری وانمود سازد، انجام می دهد؟

پاسخ تا انجا که به سازمان جهانی کار مربوط می شود حکومت ایران نمی تواند ادعا کند که نماینده کارگران است و چنین ادعایی نیز ندارد. چون همانطور که در بالا اشاره کردم هیئت نمایندگی هر کشور در این سازمان و در اجلاس سالیانه آن بنا به تعریف شامل نمایندگان کارگران ، کارفرمایان و دولت است . هئیت نمایندگی ایران نیز به ظاهر شامل این نمایندگان است. آنچه که حکومت ایران ادعا می کند این است که هیئت کارگری ایران نماینده واقعی کارگران ایران است . ما به سهم خود طی تمام این سالها با استناد به دهها مورد از نقض حقوق پایه ای کارگران ایران توسط رژیم ایران از جمله نقض مقاوله نامه های بنیادی سازمان جهانی کار در مورد ایجاد تشکل مستقل کارگری نشان داده ایم که هیئت به اصطلاح کارگری ایران وابسته به حکومت هست و کارگران ایران را نمایندگی نمی کند. ما دلایل خود را به صورت مدون هم در اختیار تشکل های کارگری و هم در اختیار سازمان جهانی کار قرار داده ایم. فقط به یکی از این دلایل اشاره می کنم: یکی از کسانی که تقریبا هر ساله به عنوان عضوی از هیئت نمایندگی کارگری ایران در اجلاس سازمان جهانی کار حضور می یابد، اولیا علی بیگی رئیس هیئت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار است ، همین فرد چند سال پیش در مصاحبه ای اعلام کرد که " من پیش از انکه نماینده کارگران باشم سرباز ولایت فقیه هستم " . همین یک جمله ماهیت این هیئت را بر ملا می کند. ما نیز دو سال پیش در جریان برگزاری اجلاس سالیانه سازمان در بولتنی که در مورد نقض حقوق کارگران اماده کرده بودیم از جمله به این گفته اقای اولیا بیگی استناد کردیم و صد ها نسخه از بولتن را در بین شرکت کنندگان توزیع کردیم تا بدانند هئیت نمایندگی به اصطلاح کارگری ایران را چه کسانی تشکیل می دهند. سخه ای از بولتن را نیز به سازمان جهانی کار دادیم .

اما تا انجا که موضوع به تشکل های کارگری بر می گردد با توجه به فعالیت های روشنگرانه ای که چه توسط ما چه از سوی دیگر تشکل ها و فعالین کارگری در مورد ماهیت ضد کار گری رژیم انجام شده برای اغلب اتحادیه های کارگری اشکار شده است که نمایندگان به اصطلاح کارگری که از ایران در اجلاس سازمان جهانی کار شرکت می کنند، نماینده و سخنگوی کارگران ایران نیستند.

شاید با اشاره به یک واقعیت بتوانم بطور مشخص تر به این قسمت از پرسش شما پاسخ دهم:هم اینک بسیاری از فعالین جنبش کارگری ایران در سطح جهانی و به ویژه نزد تشکل های بین المللی کارگری چهره های شناخته شده ای هستند. برای نمونه کمتر تشکل کارگری و یا فعال کارگری به ویژه در غرب را می توان یافت که رضا شهابی، اسماعیل بخشی ، ابراهیم مددی ، علی نجاتی، محمود صالجی ، اسماعیل عبدی و... را نشانسد. در همان حال با اطیمنان می توان گفت که تقریبا هیچکدام از انها نمی دانند که وزیر کار ایران اسمش چیست و یا اینکه اولیا علی بیگی اسم یک جانور منقرض شده است یا یک آدم. بنابراین، کار خوشبختانه از این ها گذشته است که رژیم بتواند خود را و یا این افراد را نزد تشکل های کارگری سخنگوی کارگران و نماینده انها معرفی کند. بنابراین اگر چه رزیم اسلامی در سازمان جهانی کار رسما محکوم و مجازات نشده اما نزد بسیاری تشکل های بین المللی کارگری حکم محکومیت خود را مدت هاست که دریافت کرده است. متاسفانه در این اینجا یک استثنا وجود دارد و ان مربوط می شود به کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری ( دبلیو اف تی یو) . این کنفدارسیون که در دوران جنگ سرد مدافع بلوک به اصطلاح سوسیالیتسی بود، بعد از فروپاشی " اردوگاه سوسیالیستی " نیز کماکان در دنیای جنگ سرد بسر می برد و به اصطلاح سیاست های "ضد امپریاالیستی " را دنبال می گیرد. این فدارسیون با رژیم جمهوری اسلامی همکاری و از ان دفاع می کند و بی شرمانه خانه کارگر را نماینده کارگران ایران می داند و علیرضا محجوب، دبیر کل خانه کارگر و نماینده مجلس جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره خود بر گزیده است . ما بارها موارد نقض حقوق کارگران در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی و ماهیت خانه کارگر به عنوان یک تشکل نه زرد بلکه تشکل باند سیاهی و کارگر ستیز را با استناد به فاکت های کتمان ناپذیر به این فدارسیون نیز گزارش کرده ایم و از اعضای آن خواسته ایم که عضویت خانه کارگر را نپذیرند. اما سیاست به اصطلاح ضد امریالیستی این فدارسیون مانع از آن است که این تشکل منافع طبقاتی کارگران ایران را ببیند.

اخبار روز: سالانه ده ها گزارش از طريق فعالان حقوق کارگری و از جمله خود شما در باره ی عدم رعايت قانون کار در ايران، وضعیت کار کودکان، تبعیض در محیط کار – زنان – اقلیتها، ایمنی کار، حق اعتصاب، عدم پرداخت حقوق، مخالفت سرسختانه حکومت با ايجاد و فعاليت آزادانه و مستقل تشکل های کارگری تهيه می شود، نهادهای بين المللی با اين گزارش ها چه می کنند؟

پاسخ: بستگی دارد که منظور کدام نهاد یا نهاد های بین المللی است. اگر سازمان جهانی کار مورد نظر است همانطور که اشاره کردم ما تقریبا هر ساله همزمان با اجلاس سالیانه این سازمان موارد متعدد نقض حقوق پایه ای کارگران توسط حکومت ایران از جمله همان مواردی که در پرسش شما نیز امده و در مقاوله نامه های سازمان جهانی کار نیز تصریح شده، بصورت یک گزارش ، هم به سازمان جهانی کار می فرستیم و هم بصورت بولتن در بین هئیت نمایندگی کشور های شرکت کننده در اجلاس توزیع می کنیم . اینکه سازمان جهانی کار با این گزارش ها چه کرده است را توضیح دادم. در ارتباط با تشکل های کارگری نیز در طول سال موارد نقض حقوق کارگران در ایران چه توسط ما و چه بوسیله دیگر فعالین به تشکل های بین المللی کارگری گزارش و از انها خواسته می شود که به وظایف خود عمل کنند. یکی از کار هایی که این تشکل ها انجام می دهند ارائه شکایت رسمی و مستند از اعمال حکومت ایران به سازمان جهانی کار است . کار دیگری که این تشکل ها -البته نه همیشه و نه همه انها- انجام می دهند انتشار بیانیه وانتشار نامه سرگشاده به سران و مقامات رژیم و گاها اقدام عملی در اعتراض به نقض حقوق کارگران است. نمونه های دیگر از اقدام این تشکل ها را در همبستگی با کارگران ایران از جمله روز اقدام جهانی در همبستگی با کارگران ایران، برگزاری تظاهرات به حمایت از کارگران ایران همزمان با اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار را نیز قبلا توضیح دادم .

در این جا لازم می دانم که به نقش یک نهاد بین المللی دیگر یعنی عفو بین الملل اشاره کنم . این سازمان بویژه از زمان بازگشایی سندیکای کارگران شرکت واحد به این سو، نقش فعال تری در بازتاب نقض حقوق انسانی فعالین کارگری ایران و بر پا کردن کمپین حمایت از کارگران زندانی داشته است. در همان حال تلاش کرده است که در ارتباط و همکاری با اتحادیه های کارگری بین المللی ،کارزار دفاع از حقوق کارگران و فعالین کارگری در ایران را هر چه بیشتر گسترش دهد.

اخبار روز: خواست های اصلی نهادهای مستقل کارگری ایران از نهادهای کارگری بين المللی چيست؟ فعالان کارگری در خارج از کشور تا چه اندازه در بازتاب و پيگيری اين خواست ها پيش رفته اند؟

پاسخ: اگر بخواهم خواست های اصلی نهاد های مستقل کارگری ایران از تشکل های کارگری بین المللی را در چند جمله خلاصه کنم، در خواست این است: به نقض مستمر حقوق اولیه کارگران توسط رژیم جمهوری اسلامی اعتراض کنید، با مبارزات ما اعلام همبستگی کنید تا رژیم ایران بداند که کارگران ایران تنها نیستند، به حضور هیئت کارگری ایران در اجلاس سازمان جهانی کار اعتراض کنید و با صدای بلند بگویید که این ها سخنگوی کارگران ایران نیستند. دریک کلام در جهت همبستگی بین المللی با کارگران ایران بکوشید .

به نظرم فعالین کارگری در خارج از کشور با توجه به توان خود در بازتاب این خواست ها موفق بوده اند. جنبش کارگری ایران اساسا به دلیل برامد نوین این جنبش از سال 83 13 مدت هاست که یکی از جنبش های شناخته شده کارگری در سطخ بین المللی است، در بسیاری موارد تشکل های جهانی کارگری در سطحی که می توانسته اند از تشکل های مسقل کارگری حمایت کرده اند، و در رابطه با سازمان جهانی کار نیز حداقل اش این بوده است که پرونده ای علیه حکومت ایران گشوده شده و رژیم تحت فشار قرار دارد. بنابراین رژیم اسلامی نتوانسته در سکوت و بی تفاوتی جهانی به سرکوب کارگران ادامه دهد . (می توان تصور کرد که اگر این اعتراض های جهانی نبود دست رژیم در تشدید سرکوب بسی بازتر می بود). در پیش برد همه این موارد به نظرم فعالین کارگری در خارج از کشور، نقش مثبت و موثری داشته اند . تردید نیست که بهتر از اینها می شد کار کرد یعنی می توانستیم دست اورد های بسیار بهتری داشته باشم .

اخبار روز: چرا سازمان جهانی کار تا به حال در ايران دفتری که نمايندگان کارگران بتوانند بدون دخالت حکومت به آن مراجعه کنند داير نکرده است؟ آيا چنين خواسته ای از طرف شما پيگيری می شود؟

پاسخ : به نظر من به دو دلیل سازمان جهانی کار در ایران دفتر دایر نکرده است: اول اینکه نمی خواسته و دوم اینکه نمی توانسته. نمی خواسته؛ چون اگاه بوده و هست که این دفتر، به مرکزی تبدیل می شود برای تجمع و تظاهرات اعتراضی کارگران از جمله در اعتراض به نقض و پایمال کردن مقاوله نامه های خود این سازمان توسط رژیم اسلامی . مسئولان و مقامات این سازمان در اساس با این نوع کار میانه ای ندارند و با آن مخالف اند . اساس کار این سازمان این است که دولت ها، کارفرما ها و کارگران که از انها به عنوان شرکای اجتماعی نام برده می شود بر مبنای مقاوله نامه های این سازمان به تفاهم و توافق برسند . می دانیم این نوع توافق حتی با رعایت همه مقاوله نامه های این سازمان، مبتنی بر استثمار کارگران است و انها بازنده این توافق هستند . به هر رو این سازمان در بهترین حالت وظیفه اش کمک به ایجاد این توافق است. بنابراین ، این سازمان اصولا مخالف حرکت اعتراضی یکی از "شرکا" انهم در برابر دفتر سازمان است . و دوم:نمی توانسته؛ چون این سازمان قدرت آن را ندارد که چیزی را به یکی از دولت های عضو تحمیل کند. در چارچوب این سازمان همه امور جنبه پیشنهاد و توصیه دارد و تنها با توافق طرف دیگر یعنی دولت مورد نظر می تواند تحقق یابد . بدیهی است که حکومت ایران شدیدا مخالف دایر شدن چنین دفتری است و به ان تن در نخواهد داد، به همان دلیلی که سازمان جهانی کار نگرانش هست: این دفتر تبدیل می شود به مرکز تجمع اعتراضی کارگران.

اخبار روز: در بعضی موارد شاهد بروز اختلافاتی بين فعالين و تشکل های کارگری در ايران هستيم، سياست شما پيرامون اين اختلاف ها چيست؟ آيا اتحاد بين المللی خط و سياست خاصی را در جنبش کارگری ايران مورد حمايت قرار می دهد و يا فعاليت های آن جنبه ی عام در دفاع از حقوق کارگران در ايران دارد؟

پاسخ : جنبش کارگری مانند هر جنبش بزرگ اجتماعی، جنبشی یکدست یعنی دارای دیدگاه، افق، سیاست و تاکتیک واحدی نیست. گرایش های مختلف با اهداف متفاوت و گاه حتی متضاد در این جنبش حضور دارند. تاریخ دویست ساله جنبش کارگری در سطح جهانی همین را نشان می دهد. به همین گونه در جنبش کارگری ایران هم گرایش های مختلفی وجود داشته و دارند . "اختلاف بین فعالین و تشکل های کارگری در ایران " نیز اساسا و در همان حالت جنینی و اولیه خود نشان دهنده وجود همین گرایش ها ست . این اصل موضوع است. اما تردیدی نیست که بعضی از اختلاف ها به خصوص آنگاه که به فعالین کارگری و نه تشکل ها بر می گردد، ممکن است جنبه شخصی داشته باشد. در این مورد اخیر یعنی در رابطه با اختلافات شخصی و یا حتی محفلی شاید بتوان با پادرمیانی و نظایر ان برایش راه حلی یافت و یا از شدت ان کاست. اما گرایش ها و افق های سیاسی مختلف در جنبش کارگری را نمی توان با هم آشتی داد. تنها اصل ناظر برای ایجاد مناسبات سالم در بین این گرایش ها تا زمانی که درون طبقاتی هستند، در نظر گرفتن منافع کل جنبش کارگری و ترجیح دادن این منافع به هر چیز دیگری است . سعی می کنم با یک مثال نظرم را توضیح دهم . دوگرایش را در نظر بگیریم: گرایشی که هدف اصلی اش ایجاد تشکل به اصصلاح صنفی است و برای بهبود شرایط کار و زندگی کارگران در چارچوب سرمایه داری تلاش می کند و خواستی فرا تر از ان را در دستور کار ندارد . حال این گرایش را مقایسه کنید با گرایشی که ضمن تلاش برای بهبود وضعیت کارگران در نظام سرمایه داری، مدافع تشکل شورایی است و هدف اش برچیدن مناسبات سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم است. روشن است که این دو گرایش را نمی توان با هم اشتی داد و بین شان وحدت استراتژیک ایجاد کرد . اما منافع کل جنبش کارگری ایران به ویژه در زمانی که هر فعالیت و اقدام برای ایجاد هر نوع تشکل مستقل کارگری به شدت سرکوب می شود، ایحاب می کند که هر دو گرایش بر سر خواسته های مشترک و آنی کارگران با هم همکاری کنند و تلاش نمایند تا توازن قوای سیاسی و طبقاتی را به نفع کل این جنبش - که در همان حال به نفع هر دو گرایش هست - تغییر دهند.

اتحاد بین المللی وجود گرایش های متفاوت در جنبش گارگری ایران را به رسمیت می شناسد و خود را جزوی از گرایش رادیکال و سوسیالیستی در این جنبش می داند، و بنابراین خواهان تقویت این گرایش است. اما در رویکرد خود به گرایش های موجود، همواره تلاش کرده است که منافع کل جنبش و پیش روی ان را مبنا قرار دهد. ما از مبارزات کارگران ایران برای رسیدن به مطالبات و خواسته های طبقاتی شان و از همه تشکل ها و فعالین مستقل کارگری صرف نظر از درجه نزدیکی و یا دوری شان با مواضع و دیدگاه ما بدون استثنا دفاع کرده ایم و می کنیم. بنابراین در این عرصه، ما نگاه و موضع گیری فرا گرایشی داریم. به نظر ما سرکوب هر بخشی از طبقه کارگر و هر گرایش درون طبقاتی توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران اقدامی است علیه کل طبقه کارگر و وظیفه همه تشکل های کارگری از جمله خود ماست که در این رابطه بدون دخالت دادن دیدگاه های نظری و سیاسی، از منافع کل جنبش کارگری دفاع کنیم .

اخبار روز: کمی مشخص تر، سال گذشته ما شاهد اعتصاب ها و تظاهرات کارگری بزرگی در ايران بوديم. عده ای از فعالان و نمايندگان کارگران بازداشت و شکنجه شدند. آيا در اين مورد به سازمان جهانی کار عليه جمهوری اسلامی شکايت شده است؟ فکر می کنيد چقدر در جلب حمايت های بين المللی و اعمال فشار بر جمهوری اسلامی در مورد اين اعتراضات و اعتراض به سياست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در برابر آن ها موفق بوده ايد؟

پاسخ : همانطور که در بالا توضیح دادم طرح شکایت علیه یک دولت در مورد نقض حقوق پایه ای کارگران در سازمان جهانی کار از سوی تشکل و یا تشکل های کارگری عضو این سازمان صورت می گیرد. با توجه به تشدید و گسترش سرکوب ها و نقض هر چه بیشتر حقوق کارگران توسط رژیم اسلامی طی سال گذشته بدون تردید امسال نیز تشکل های بین المللی شکایت های دیگری علیه رژیم اسلامی در سازمان جهانی کار طرح خواهند کرد و پرونده جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار سنگین تر خواهد شد. با اطمینان می توان گفت هیئت نمایندگی ایران در اجلاس امسال سازمان جهانی کار روز های بسیار سختی را خواهند داشت . زیرا دیگر با هیچ دروغ و تزویر و نیرنگی نمی توان واقعیت نقض گسترده و اشکار حقوق کارگران در ایران را حتی اندکی کمتر از انچه که بوده است جلوه داد چه برسد به اینکه برای پرده پوشی ان تلاش کرد. اما اینکه چقدر در کمپین های خود موفق بوده ایم باید بطوره فشرده بگویم بطور کلی در انتشار اخبار سرکوب ها و جلب حمایت های بین المللی موفق بوده ایم. اما همیشه نیز به نتیجه نرسیده ایم مثلا به رغم کمپین گسترده ما و اعتراض وسیع تشکل های کارگری از جمله اموزش بین الملل، اسماعیل عبدی بیش از سه سال است که در زندان بسر می برد، محمد حبیبی به شش سال زندان محکوم شده است ، جعفر عظیم زاده را دوباره زندانی کرده اند و همینطور تعداد دیگری از فعالین در زندان بسر می برند و یا زیر حکم هستند . بطور کلی اگر مبنا را سال 83 قرار دهیم که توجه نهاد های کارگری جهانی به مسایل کارگری ایران جلب شد در طول این مدت، روز و سالی نبوده است که تعدادی از فعالین کارگری در زندان بسر نبرده باشند. و این اساسا به خاطر ضعف کمپین ها نیست، علت اصلی اش این است که چمهوری اسلامی بدون سرکوب حتی یک روز هم نمی تواند در قدرت بماند.      

اخبار روز: مايليم به يک مورد مشخص هم اشاره کنيم. وضعيت اسماعيل بخشی و سپيده ی قليان که اکنون هر دو در زندان به سر می برند. چه برنامه هايی برای جلب حمايت های بين المللی از اين دو نفر داريد؟

پاسخ: اعتصاب طولانی و همزمان چندین هزاز کارگر هفت تپه و فولاد اهواز نه تنها فضای سیاسی و اجتماعی در ایران را شدیدا تحت تاثیر قرار داد و نمونه ای از توان طبقاتی کارگران برای تغییر توازن قوای سیاسی موجود را به همه نشان داد، بلکه در سطح جهانی نیز این اعتصاب ها مورد توجه تشکل های کارگری قرار گرفت. تقریبا همه این تشکل ها کم و بیش از اعتراضات رو به گسترش کارگری در ایران طی سالهای گذشته اگاه بودند، اما اعتصاب همزمان چندین هزار کارگر در دو صنعت بزرگ و به مدت طولالی پدیده ای جدید بود و نشان داد که غلیان های عظیمی در جنبش کارگری جریان دارد . اسماعیل بخشی به خاطر نقش برجسته ای که در اعتصاب کارگران هفت تپه ایفا کرد، پیش از دستگیری نیز به چهره شناخته شده در نزد تشکل های کارگری بین المللی بدل شده بود. با دستگیر ی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و پخش فیلم "اعتراف گیری" از انها و سپس شجاعت انها در افشای اینکه در هنگام دستگیری و بازداشت بطور وحشیانه شکنجه شده اند کل ماجرا را به سطح دیگری برد. ما در سایت انگلیسی خود تقریبا بطور روزانه مسایل و اتفاقات مربوط به ان اعتصاب ها را بازتاب دادیم و از همان اغاز دستگیری اسماعیل بخشی و سپیده قلیان کمیپن حمایت از انها را به راه انداختیم. به همین ترتیب، دیگر فعالین و تشکل های کارگری در خارج از کشور نیز دست بکار شدند. می توان گفت که این کمپین یکی از موفق ترین کمیین های ما در طول فعالیت هایمان بوده است. بیش از هر کمپین دیگری شاهد بودیم که تشکل و نهادی های بین المللی نسبت به دستگیری اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و سرکوب کارگران هفت تپه و فولاد اهواز واکنش نشان دادند؛ به رژیم اعتراض کردند، خواهان آزادی همه دستگیر شدگان شدند و با کارگران اعلام همبستگی کردند. درست است که این واکنش ها و حمایت ها نتوانست موجب ازادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان شود اما باید در نظر داشت که رزیم نیز با دست زدن به این نوع اعمال و اقدامات سرکوب گریانه و وحشیانه، خود نیز متحمل هزینه می شود . رژیم توانسته است اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و دیگر فعالین کارگری را به رغم همه اعتراضات و درخواست ها همچنان در زندان نگاه دارد، اما حتی اگر از بی آبرویی جهانی این اقدام برای رژیم بگذریم، خشم فروخورده هزاران کارگر هفت تپه و فولاد و میلیون ها کارگر و مردمی که شاهد زور گویی عریان به کارگران توسط رژیمی هستند که دزدی و اختلاس و چپاول تمام پیکره اش را فرا گرفته، برای این رژیم گران تمام خواهد شد. چگونگی این گران تمام شدن را را یک بار در خیزش دی ماه 96 دیدیم. شبح ان خیزش در فضای سیاسی ایران همچنان در گشت و گذار است.    

سوال: به اول ماه مه نزديک می شويم. اگر بخواهيد ارزيابی از کار يکسال گذشته ی خود و چشم اندازی از فعاليتتان در سال جديد بدهيد، اين ارزيابی و چشم انداز چه خواهد بود؟

پاسخ: حقیقت این است که خود ما نیز هنوز ننشسته ایم تا کار های سال قبل را ارزیابی کنیم و اولویت های فعالیت در سال پیش رو را تعیین کنیم . بنابراین تنها می توانم به چند نکته انهم بطور فشرده اشاره کنم. به نظرمدر سال گذشته اتحاد بین المللی در کسب حمایت های بین المللی ازمبارزات کارگری در مجموع موفق بود. فعالیت ما در سال گذشته با کلکتیو سندیکاهای فرانسه دست اوردهای خوبی داشت که در بالا به ان اشاره شد. در بازتاب اخبار مبارزات کارگری به ویژه اعتصاب کارگران هفت تپه و فولاد اهواز نیز بسار خوب عمل کردیم. در سایت فارسی قسمت اخبارکارگری که بطور مرتب انتشار می یافت برای مدتی دچار وقفه شد که علت ان بیماری رفیق مسئول این کار بود که امید وارم چنین وقفه ای نداشته باشیم. گزارش سالیانه اتحاد بین المللی از مبارزات، اعتراض و اعتصاب های کارگری که چندین سال است بطور مرتب انتشار یافته در سال پیش نیز انتشار یافت و امسال نیز در تدارک انتشار ان هستیم . اهمیت این گزارش در این است که تصویر عمومی از وضعیت کارگران را در برابر ما ترسیم می کند و در واقع اینه ای است که هر فعال کارگر ی با نگاه به ان می تواند ببیند جنبش کارگری در چه موقعیتی است.

همه این ها جنبه مثبت کار بود اما جنبه های نه چندان مثبت نیز وجود دارد: به رغم تلاش برای متقاعد کردن تشکل های بین المللی برای اعلام روز جهانی همبستگی با کارگران ایران، در انجام کار موفق نشدیم و یا تا کنون موفق نشده ایم . سایت انگلیسی اتحاد لازم است که سریع تر بروز شود اما با توجه به گرفتاری های شغلی مسئول سایت و کمبود نیرو ی با تجربه و توانا، در این مورد با مشکل مواجه هستیم. این کمبود نیرو از درد های مزمن ماست. یک دنیا کار و طرح های بسیار خوب وجود دارد که می تواند تحولی در فعالیت های کارگری خارج از کشور ایجاد کند، اما متاسفانه ما نیروی کافی برای آن نداریم . در سال گذشته هیج نیروی جدیدی به ما اضافه نشد. باید توجه کنیم که هیچکدام از فعالین اتحاد بین المللی بطور حرفه ای یعنی تمام وقت در اتحاد کار نمی کنند. بلکه بخشی از وقت و زندگی و یا به اصطلاح اوقات فراغت خود را به این امر اختصاص می دهند و این باعث شده به رغم توانایی بسیار زیاد این رفقا ما نتوانیم از کل این توانایی ها استفاده کنیم. این خود یکی از نقاط ضعف ماست و هیچگاه نیز نتوانسیم بطور جدی به ان بپردازیم و بنابراین راه حلی برایش نیافته ایم .

در مورد چشم اندازه سال پیش رو نیز باید بگویم اساس فعالیت های روتین ما همان خواهد بود که در سالهای گذشته بوده است. در کنار ان قصد داریم که در اولین اقدام، گزارش سالیانه از مبارزات کارگران ایران را امسال به غیر از فارسی به زبان ها ی دیگر نیز ترجمه و تکثیر کنیم. بعد از استقبال خوب سازمان های کارگری از گزارش اعتصاب کارگران هفت تپه و فولاد به این نتیجه رسیدیم که بیش از گذشته به مسایل کارگری ایران در سطح بین المللی توجه می شود. فعالیت هایی از این گونه به خصوص در فضای سیاسی کنونی بسیار ضروری است. بطور کلی لازم است که در شرایط کنونی در کمپین های خود نشان دهیم که بر خلاف آنچه که رسانه های اصلی تبلیغ می کنند "مسایل ایران" فقط دو بازیگر یعنی دولت ترامپ و اپوزیسیون ایرانی دست راستی از یک سو و جمهوری اسلامی از سوی دیگر ندارد، بلکه بازیگران دیگری نیز در صحنه هستند که برای رسیدن به خواسته های خود هر روز دارند مبارزه می کنند ؛ یعنی طبقه کارگر و اکثریت عظیم مردم ایران که منافغ شان در تضاد با منافع و اهداف دولت ترامپ و اپوزیسیون ایرانی طرفدار ان و رژیم اسللامی است . بطور کلی در شرایطی که بعد از حریم امریکا علیه رژیم اسلامی ایجاد شده ما در فعالیت های بین المللی خود باید بیش از گذشته تلاش کنیم که علاوه بر تشکل های کارگری، حمایت دیگر نیروهای مترقی در سطح جهانی را از مبارزات کارگران ایران کسب کنیم . باید به ویژه به این نیروها نشان دهم که جمهوری اسلامی به رغم اختلافات خود با سیاست های منطقه ای امریکا، "ضد امپریالیستم " نیست بلکه مدافع سرسخت سرمایه داری است و بیش از سی سال است که همان سیاست های اقتصادی موسوم به نئولیبرالیسم را در ایران با توسل به خشن ترین و شنیع ترین روش ها پیش برده است . به شلاق بستن کارگران معترض یکی از این روش های وحشیانه بوده است.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت